وقتی می خوای برای وبلاگت مطلب بنویسی

وقتی بعد از کلی مطالعه و فکر کردن دو تا مطلب نسبتا طولانی توی ذهنت آماده می کنی و یکیشونو تایپ می کنی و ...

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلتنگی های یک عمه

کاش می دانستم در پس این شب تار چه طلوعی خفته ست هر چه خواهد باشد می توانم فردا در پس تقدیرم به امید باران، تلخی خاطره را، دفن کنم پس از آن می روید ساقه ی نازکی از رویاها که به آن می بالم [گل][گل][گل]

زهرا

بابا آآآآآآآآآآآآآپ کنید. حوصله م سر رفته

ٍٍaavin

و.........؟ خیلی‌ سخته‌ها بعد مدتها بیای‌ بلاگ دوستتو بخونی ،بعد ببینی‌ حرفش نیمه تمامه...[لبخند]

پگاه

اللللللللللللللللللللللللللو

محبوبه

با مطلبت راجع به فضای غمزده موافقم. همینطور تجربه ظرف شستن. خیلی باحال اومدی! مرسی که بمن سر زدی بازم منتظرتم

نسیم

[چشمک] داشتم از این اطراف رد میشدم گفتم بیام یه ابراز وجود بکنم .زت زیاد [چشمک]

نسیم

بیا جوابتو بخون تو نظراتم

لیلا

یکیشو زیپ میکشی[چشمک]