/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

نمیدونم چرا یاد این بیت حافظ افتادم که: ...ما به او مشتاق بودیم او به ما محتاج بود اگه بی ربطه ببخش[نیشخند]

نسیم

حرفی اگر برای گفتن بود دیوار ها سکوت نمیکردند..

نسیم

اون جمله دیوارها از قیصر امین پور هستش .. به قول شاهین نجفی منم و بار هستی و این عذاب سر در گم و مبهوت و بی جواب

عسل

بيچاره ها چه خوش خيالن

منا

ببخشيد اگه نظراتم سرسري شده شايد اين به خاطر دو نكته است درگير درس و دانشگاه بودن و ديگري اينكه يه جورايي سرخورده شدم...

محبوبه

سلام برخلاف شما من اصلا فکر نمیکنم وبلاگم پر خواننده باشه. اما خوب بازم همونطور که گفته بودم بخاطر اینه که من به همه سر میزنم و حداقل هفته ای یک دوست جدید تور میکنم! خدایی عجب ذهن بازی داری! اون هفته ویندوزم را عوض کردم و چون قبلا اطلاعاتم سیو شده بود پسوردم را یادم رفته بود. یک مصیبتی کشیدم تا دوباره راه وبم را پیدا کردم. عجب موضوع عجیبی برای پایان نامه دارید! من با کار دوم موافقم البته به شرطی که هر دوتا کار آدم دررو داشته باشه و بتونی گاهی سهمی بیشتر به هر کدوم بدی. کار دولتی که ماهه دیگه کلا دو دره!