زنده شدن خاطرات

اگر یک ساعت دنبال جای پارک بگردید و کلی تلاش کنید که بفهمید چی به کجاست چهل دقیقه پیاده روی کنید تا برسید به غرفه هایی که ممکنه کتاب مورد علاقه تون رو پیدا کنید و جلوی هر غرفه از صدای بلند گوی نمایشگاه و صحبتهای مردم و بلندگو های یارانه همون غرفه و غرفه سمت چپی و غرفه سمت راستی و غرفه روبرویی توی گوشتون تبلیغات پخش بشه و گیج بشید که چطور ممکنه از شش جهت بالا و پایین و چپ و راست و جلو و عقب هشت تا هشت تا صدای بره توی مختون ولی خاطرات کودکی و نوجوونی تون زنده بشه آخرش میشه گفت که واقعا می ارزید.

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پشه

راست ميگي.اولين كتابي كه سال اول مدرسه جايزه گرفتم داستان مصور پينوكيو بود. سالهاست كه دنبال همون كتابم. شديم عين قصه همشهري كين[سوال]

زهرا

میگما شما جایی رو سراغ ندارید که حسنی و بفروشه؟؟ توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بود

آوای وحش

ببخشید من قضیه شو نفهمیدم این کتاب دوران کودکیت هست یا یکی از داستانای تو کتابای دبستان بود؟ من فقط الان میدونم که از مرگ ناصر حجازی خیلی ناراحتم و نمی تونم باورکنم..

مریم

یه سوال صادقانه بگو ارزش خوندن داره این کتابه ؟؟؟ برم بخرم و خوب نباشه می ام اینجا کلی جیغ و ویغ می کنماااااااا البته بگم خودمم خیلی وقته که دلم می خواد اینو بخرم ولی همش فکر می کنم نمی ارزه!!!!

مژگان

جلب بود

یک مخابراتی

سلام امسال نشد که برم نمایشگاه [ناراحت] ولی خوشحالم که شما رفتین و راضی بودین [لبخند][گل]

یک مخابراتی

راستی من که الان از وی پی ان استفاده نمیکنم چرا پرچم امریکا اومده کنار اسمم؟ [تعجب] بگذریم! عنوان کتاب که بامزه است، خودشم باید همینجوری باشه [چشمک]

سپیده

[گل] ممنون که سر زدید. یاد خاطرات بخیر...