خدایا چه مخلوقاتی آفریده ای !!!

به دلایلی که فکر نمی کنم هیچ وقت بتوان در وبلاگ نوشت غم و غصه آزار دهنده ای بر جسم و جان من سایه انداخته. بعضی وقتا ایمیل های جالبی به دستم میرسه که معمولا به دیگران هم می فرستم. اما وسط مشغله های فکری ایمیلی  به دستم رسید که اونقدر فکرم رو مشغول کرد که هم به دیگران فرستادم و هم اینکه فکر کردم بهتر است در وبلاگم هم آن عکس ها و نوشته ها را بگذارم.

عکاسی در یکی از مناطق آفریقا مشغول عکاسی از شیر ها بوده که این ماده شیر را در حال خوردن یک ماده آهو می بیند و از آن عکس می گیرد.

طبق گفته عکاس این عکس ها این شیرماده پس از شکار آهو و شروع به خوردن آن متوجه می شود که شکارش باردار بوده است. بلافاصله از خوردن شکار دست بر میدارد و سعی می کند بچه را به شکم مادر برگرداند. پس از نا امید شدن از تلاش و اطمینان از مرگ بچه آهو، آن را آرام با دهانش بر میدارد و در کنار جسد مادرش می خواباند.

 

 

 

طبق گفته عکاس او مدتی کنار آهو و بچه اش می نشیند و نظاره گر آنها می شود و سپس کمی آنطرف تر دراز کشیده و استراحت می کند.

 

 

 عکاس در ادامه می گوید که حدود سه ساعت از خوابیدن شیر گذشت و ساکت بودن و بی حرکتی آن او را به شک انداخته بود تا اینکه دل را به دریا زد و به سمت شیر رفت.

 

 با رسیدن به شیر متوجه میشود که او مدتهاست در اثر فشار روحی سکته کرده و مرده است!!!

/ 45 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

ناراحت شدم،خیلی.. اونوقت ما انسان ها،خودمون رو با عاطفه ترین موجودات می دونیم،اما..

شاپرک

سلام خسته نباشین خیلی عکسای تکون دهنده ای هستند .

کِ مثله....؟

سلام خیلی تاثیر گذار بود تا بحال یه چنین چیزی ندیده بودم اصلا فکر نمیکردم یه چنین کاریو بکنه

بچه های دیروز

برای ما لازمه که ادعا میکنیم که از همه سر تریم همه جا دم از انسانیت عاطفه میزنیم یه حیون از کارش چنان پشیمون میشه که سکته میکنه یکی هم مثل ما 2تا بیمارو تو بیابون ول میکنن به روی مبارکشونم نمیارن

بهار

دوست گرامي پست عجيب و تكان دهنده اي است از عاطفه و وجداني كه در جنگل غرايز حيواني انتظارش را نداري و مدتها است در دنياي به اصطلاح انساني و متمدن گمش كرده اي ... خيلي جاي مكث دارد ... خيلي ... و براوو به آقاي فان در والت و تصاوير معركه اش و چقدر وب سايتش جالب بود و براي پسرم لينكش كردم كه عاشق دنياي وحش است ...

shaqayeq

azizam age in vagheree bashee, khiliii zibas in maqz adama baes shode bi rahm shan!

آیدا

سلام...اگه اجازه هست این متن رو تو وبلاگم بذارم...بهم خبر بدین؟![ناراحت]

آیدا

سلام چقدر جالب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![گل]

نفیسه

سلام خیلی جالب بود.حیوونا این روزا مهربون تراز ما به نظر میرسن!!!. بر عکس حیوانها ماها خیلی خودمونو گم کرده ایم .خدا به داد مون برسه. ممنونم تلنگر خوبی بود.

وارش

سلام تکون دهنده بود اونقدر که یاد مروه شروینی باردار افتادم که در دادگاه!!! که محل اجرای عدالته جلوی چشم بچش با ضربات چاقو کشته میشه یعنی اونهایی که اونجا بودن و نظاره گر بودن به اندازه این شیر شعور نداشتند!!!؟؟؟!!! متاسفم که ما به اصطلاح انسانها بعضی وقتها به اندازه 1حیوون که تفاوتش باما در نداشتن عقله شعور نداریم...