یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور   کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن   وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن   چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت   دایما یکسان نماند حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب   باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند   چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم   سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید   هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب   جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار   تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

اسمس دیروزتون بسیار به موقع بود!!!دستتون درد نکنه[لبخند]

شاپرک

پس بازم صبر باید [منتظر][گل]

سید مجیب

[لبخند]

رویا

سلام دوست عزیز .امدم تا از همدلی تون صمیمانه تشکر کنم. خوشحالم که دوستان با معرفت و فهیمی دارم.شاد باشید[گل]

پریسا

چه کار خوبی کردید این شعرو نوشتید جناب سیاوش آدم حتا اگه خیلی ناامید باشه .. یه وبلاگ رو باز کنه و همچین شعری جلوی روش بیاد دلش گرم میشه .. ممنون از حسن انتخابتون ..[لبخند]

یک مخابراتی

سلام باد صبای عزیز هفته گذشته یک مقدار کارام زیاد شده بود و فرصت اومدن به نت کمتر برام پیش اومد ولی به یاد دوستای خوبم همیشه بودم و خواهم بود [گل]

یک مخابراتی

انتخاب شعر جدی فوق العاده بود مصراع اول شعر رو زیاد شنیده بودم و ضرب المثل شده، ولی زیبایی همین مصراع وقتی ادامه شعر رو میخونیم صد چندان میشه هر چی نگاه میکنم میبینم یه بیت از بیت دیگه پرمعنی تر و اثرگذار تر ..

بي بي

به اين شعر همه يه جورهائي نياز داريم... به يه ذره اميد

emily

hesse khube in she'r be man ham montaghel shod, mamnun[لبخند]