وسط کالیبراسیون سنسور ها و دعوا با همسایه ها برای پرداختن سهمشان

با سلام به همه بزرگوارانی که اینجا سر می زنند.

نمی خواهم قسم بخورم ولی باور کنید نوشتن سخت است. من که نمی توانم همه چیز را اینجا توضیح دهم. فقط می توانم بگویم یه روز ...

فکر کنم در چنین روزی جا دارد خودم را در خوشحالی مردم مصر شریک بدانم.

اما اتفاق ناگواری دیروز در نزدیکی شهر قم رخ داد که خوشبختانه تلفات جانی نداشت. اما با گشتن در خبر ها من را به فکر فرو برد. من کارشناس علوم سیاسی و مخابرات و زمین شناسی نیستم. اما وقتی اتفاقات مصر و به طور خاص رفتار رسانه های بزرگ جهان در این چند روز انقلاب مصر را کنار هم می چینم کمی به فکر فرو می روم. توجه داشته باشید که چند سال پیش تظاهرات اعتراضی در مصر اتفاق افتاد که در حد یک خبر کم اهمیت در خیلی از رسانه ها پخش شد ولی این بار بی بی سی داشت خودش را می کشت. اگر فیلم 2012 را هم دیده باشید و توجه به این نکته که اهرام مصر بیش از حد مورد توجه هالیوود و همچنین گرووهای ماسونی هستند آن وقت است که شاید این مشکوک شدن ها بی مورد نباشد. مطالب این چنینی و سوختن بدن دلفینهای خلیج فارس و بعضی زلزله های پی در پی را که کنار هم می گذارم به فکر فرو می روم. اظهار نظری نمی کنم ولی فقط می توانم بگویم حقیقت اتفاقات آن طور که به نظر می آیند نیستند. البته شاید این جمله ای که زیرش خط کشیده ام جمله ای تکراری باشد که در خیلی از فیلم ها و سریال ها و کتابها گفته می شود. مثل گفتگوی دی بی کوپر و مایکل وقتی که مایکل برای عمل جراحی بی هوش بود.

حالا که حرف به این جمله از سریال فرار از زندان رسید بهتر است دلیل خودم را از اینکه تازگی ها از این سریال زیاد می نویسم. بگویم. آنقدر این سریال درسهای خوبی داشت که واقعا حیف است فقط به عنوان سرگرمی از کنار آن رد شد. یکی از این درسها امید است و دیگری بازگشت به خانواده

اگر فیلمها و سریال های آمریکایی بعد از جنگ دوم را نگاه کرده باشید هدف عمده سریال ها سرگرم کردن مردم و دور کردن آنها از تنش های ناشی از دوران جنگ سرد است و همچنین ترساندن و ایجاد نفرت از چپ ها. اما قهرمان داستانهای فیلمهای دهه شصت و هفتاد اکثرا معلوم نیست که مجردند یا متاهل؟ با کی و چگونه زندگی می کنند؟ شاید به این دلیل که خانواده مانعی برای عشق و حال فرض می شد. این تزریق های فرهنگی اثر خودش را نشان داد و در دهه هشتاد و نود یکی از مشکلاتی که به طور جدی غرب را مورد تهدید قرار داد افزایش تعداد خانواده های تکنفره در غرب بود. موضوعی که خیلی از جامعه شناسان و سیاست گذاران را نگران کرد. به نظر می رسد در سالهای بعد از 2000 رویکرد جدیدی در هالیوود جاری شده که می توان نام آن را بازگشت به خانواده گذاشت. موضوعی که در سریال فرار از زندان خیلی پررنگ به چشم می خورد. البته درس امیدی هم که سریال می دهد واقعا ستودنی است.

باز می گردم به مطالب شروع بحثم که حقیقت اتفاقات آنطور که به نظر می آیند نیستند. با تمام وجودم برای مردم مصر و تونس و هر جایی که از وجود دیکتاتوران رنج می برند آرزوی خوشبختی می کنم. و یه روز ...

/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک مخابراتی

راستی ممنونم بابت توضیح خوبی که درباره ما چگونه ما شدیم دادین. کنجکاو شدم بخونم کتابشو. منم دقیقا موافقم با اینکه عامل عقب موندگی یا جهان سومی شدن ما بیشتر از اینکه عوامل خارجی و استبداد داخلی باشه خودمون هستیم راست میگین[خجالت] زمان زیادی هستش که به روز نکردم. یه وقت میشه که دوست داریم هرروز آپ کنیم و یه روزایی هم بیشتر ترجیح میدیم خواننده نوشته های خوب باشیم تا نویسنده[لبخند] یه روز منم دوباره شروع میکنم به نوشتن و البته اون روز زیاد قرار نیست آینده دور باشه[چشمک] بازم ممنونم که سر زدین و درباره اون کتاب توضیحات خوبی دادین[گل]

یک مخابراتی

درباره فیلم های دهه شست و هفتاد، فکر میکنم پدرخوانده یک استثنا باشه، از این نظر که شخصیت اصلی فیلم به شدت به خانواده اش اهمیت میداد. باز به نظر خودم دلیل اصلی موفقیتش هم همین مساله بود، موافقین؟

شقایق

خب ، تو ذهن مردم همه کشورای دیکتاتوری این پیچیده اندیشی جهالت وار هست که حقیقت یه چی دیگه ست .. و چون اینطور فکر می کنند هم حقیقت واقعا یه چی دیگه ست .

س پ ی د ه

سلااااااااااااااااام از عشق بیاموز آزادی را که چگونه پایبند هیچ چیز نیست، و با نگاه آرامش بخشش نان امید را میان تو و دیگران تقسیم می کند... بهم سر بزن [گل]

یک مخابراتی

سلام خوبین؟[لبخند] تعطیلات خوش بگذره و آخر هفته خوبی داشته باشین[گل]

یک مخابراتی

سلام باد صبای عزیز خیلی ممنونم از پاسخ کاملتون[گل] منم این روزا دسترسی به وب خودم ندارم و چقدر خوبه که تو این شرایط دوستای خوبم هستن، میتونم سری بهشون بزنم و احوالی بپرسم[لبخند] فیلمی که گفته بودین رو هنوز ندیدم و راستش چیزی هم دربارش نمیدونستم[خجالت] ولی حداقل کنجکاو شدم برم ببینمش قبول دارم که قوی بودن یک فیلم از نظر هنری لزوما به معنای پرمخاطب بودن و تاثیرگذار بودن اون نیست. گاهی هم هست که فیلمی پرفروش و طبیعتا پرمخاطب میشه ولی پیام و تاثیری هم توش نیست .. منم براتون آرزوی موفقیت و شادی دارم[گل][گل]