از اواخر دی و اوائل بهمن

یه بار چند وقت پیش توی همین وبلاگ از همه بزرگوارانی که گاهی اینجا سر می زنند و گاهی هم یادداشتی می نویسید و یا نمی نویسند تشکر کردم. چون از بین نزدیک به نیم میلیارد وبلاگ و چند صد میلیون سایت وقتشان را می گذارند و به اینجا سر می زنند. می خواستم دوباره ازشون تشکر کنم.

برای این نوشته یه چند تا عکس و یه کم توضیح عکس ها فکر کردم شاید برای شما هم جالب باشه. البته مسلمه که غیر از مخاطبان یکی از نیت های وبلاگی مثل اینجا نگهداری خاطرات و عکس هاست که از روشهای کاغذی ماندگارتره.

دو هفته پیش برف خوبی در خیلی از مناطق کشور ما اومد. این وروجک ما که از من برای خوانندگان وبلاگ آشنا تره مدرسه شون تعطیل بود و محصول تلاش چند ساعته اش این آدم برفی بود.

 

دیگه روم نشد برای مقایسه عکس آدم برفی ای که ما توی محل کارمون درست کرده بودیم اینجا بذارم. چون اصلا قابل مقایسه نبودند. (اگه با اتفاقاتی مثل برف و بی برقی و آلودگی و ... کار یا تعطیل یا نیمه تعطیل بشه بهره وری خیلی جا ها افزایش پیدا می کنه و به صفر نزدیک میشه. محل کار شما رو نمی دونم)

این هم مجری طرح آدم برفی که وقتی زورش نرسه یه گلوله برفی بزرگ رو بلند کنه دستاشو می زنه به کمرش و دستور می ده: ((خب فکر می کنم اینو شما باید بذاری))

 

ضمنا اگه فکر می کنید ساختن رایانه همراه فقط کار شرکتهایی مثل دل و اپل و وایو و ایسر و غیره است سخت در اشتباهید. چون وقتی فکر می کردیم یه دوربین عکاسی دیجیتالی که قدیما داشتیم و به لطف ضربات سهمگین صبا خانم از کار افتاد و به اسباب بازی های ایشون اضافه شد یه محصول جدید ارائه شد.

دیروز این وروجک چند بار می رفت توی اتاق و میومد بیرون و هر بار یه وسیله ای مثل چسب مایع و چسب نواری و انواع منگنه و آچار و پیچ گوشتی و غیره رو می خواست. هر دفعه هم در رو می بست.

وقتی ازش می پرسیدیم چرا در رو می بندی می گفت: ((آخه دارم یه کاری می کنم که خیلی مهمه. باید در بسته باشه تا من حواسم پرت نشه.)) بعد هم در یک مراسم رونمایی با حضور میهمانان ویژه ای مثل عروسکهاش به همراه رایانه همراه پیشرفته زیر از اتاق آومد بیرون.

 

عکس و اسم همه مون رو هم وارد رایانه اش کرده ولی هنوز روش تایپ کردن با اون رو به ما یاد نداده. ضمنا هر چی فکر کردیم نفهمیدیم از انبر دست و پیچ گوشتی برای ساخت کدوم قسمتهای این وسیله استفاده کرده.

 

پی نوشت: اگه چپ و راست از آسمون و زمین خبر بد نرسه و اگه عمری باقی باشه توی نوشته های بعدی در مورد خلاصه پایان نامه یعنی بررسی وبلاگها و نوشته هایی مثل خاطرات و ... می پردازم. به امید خدا توی همین قرن

/ 40 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

اینم از عوارض مشغله زیاده [اوه] در ضمن اگر خواستین می تونم دوره ی آموزشی آدم برفی درست کردن بذارم براتون که پیش دخترتون کم نیارین ها ! شما هم موفق و شاد باشید

گل سرخ

• با تو از خاطره ها سرشارم با تو تا آخرشب بيدارم عشق من دست تو يعنى خورشيد گرمى دست تورا كم دارم... •

مسلم

بااحترام دعوتید به خواندن ترانه هایی از سلن دیون

ایران در آینه پرشین بلاگ

درود. وبلاگ ایران آمادگی تبادل لینک با وبلاگ شما رو داره. لطفا لینک ما رو با عنوان " تاریخ فرهنگ و تمدن ایران " با آدرس http://iran.persianblog.ir در وبلاگتون قرار دهید و در بخش نظرات وبلاگ ما اطلاع دهید تا وبلاگ شما هم به لینکدونی اضافه شود. با تشکر محمد عرب احمدی گروه ایرانشناسی پرشین بلاگ

لیلا

از اوایل بهمن تا 3 سال بعد![نیشخند]

یک مخابراتی

سلام باد صبای عزیز[گل] اسم کتاب ما چگونه ما شدیم به چشمم خورد اینجا. هنوز نخوندمش ولی تعریفشو شنیدم. دست دوستام دیدمش و نگاه گذرایی هم بهش کردم. اگه اشتباه نکرده باشم از نظر جامعه شناسی رفتار ایرانیا رو نقد کرده و البته بیشتر عیب ها رو گفته تا حسن ها. به نظر شما خوبه منم بخونمش؟

گل سرخ

ای که با یاد تو در آتش شب میسوزم. یادمن کن که به یادت همه شب میسوزم...

زهرا

سلام. شما مامان نیستی که ببینی چقدر بچه ها وقت ادم و میگیرند. شما بابایی. این صبا جونه؟؟ ماشالا خیلی بزرگ شدند. مثل اینکه اون اورانیوم غنی شده زهره جون عمل کرده ها. خوبه خوبه دستورش و به منم بدید. من به وبلاگتون سر میزدم ولی وقت نمیکردم نظر بدم. شرمنده. بابت تبریک تونم ممنون.

نگاهی به طبیعت

امروز فرصتی پیش آمد تا مطالبتان را بخوانم البته اگر قطعی اینترنت اجازه بده. صبای نازی دارید خدا نگهدارش باشه این طور که پیداست باید منتظر موفقیت‌هایش در آینده باشیم