به نام پدر

سلام به دوستان عزیزی که به این صفحه سر می زنند

ممنون از نوشته های محبت آمیز و تسلا بخشتون که در بخش نظرات نوشته قبلی نوشته بودید. البته من به طور اضطراری راهی شدم و دسترسی هم به اینترنت نداشتم و نوشته قبلی رو همسرم در این وبلاگ نوشتند.

سفری بود سخت و همراه با فکر و خیال که آیا این محرومیت از دیدار روی یک عزیز به چه می ارزد؟ اگر سفر طولانی تر می بود سخت تر هم می شد. اما همراهی عزیزانی زلالتر از آب روان از سختی ها فرو کاست و تلاش برای از عهده بر آمدن باری را گوشزد کرد که برایش باید قوی بود. گذشت و من برگشتم با حسرتهایی بر دل و تصمیم هایی در ذهن. اگر نبود وعده دیدار عزیزان در عقبی این فراغها خیلی سخت تر می شد.

و کلی حرف دیگر. فقط یک اشاره کوتاه اینکه در اردیبهشت هشتاد و نه تقویم این وبلاگ، از وبلاگی گفتم که قسمتی از خاطرات این عزیز سفر کرده در آن منعکس می شد ولی از اردیبهشت ماه امسال شنیدن باقی دلنوشته ها و خاطرات برایمان حسرت و آرزویی شد که به عالمی دیگر محول شد.

امیدوارم خداوند گذشتگان شما عزیزان را بیامرزد و در کنار عزیزانتان شاد و پیروز روزگار بگذرانید.

 

/ 7 نظر / 56 بازدید
مهدی

سلام ببخشین که دیر متوجه شدم تسلیت مرا بپذیرید و مرا در غم خود شریک بدانید آرزوی طول عمر برای بازماندگان

بیقرار

سلام. آرزوی طول عمر با برکت برای شما دوست عزیز دارم. بله؛ پدر و مادر از نعمتهای تکرار نشدنی و بی نظیری هستند که هیچ نعمتی جای آنها را پر نمی کند. خدا به شما صبر جزیل عنایت فرماید. روحشان شاد.

آفتابگردون

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ...........

نگاهی به طبیعت

سلام بزرگوار تنبور را دنبال می کردم، پیامتان را که دیدم بسیار اندوهگین شدم این روزها قلمم دلگیر شده خوب نمی نویسد شاید هم شکسته باشد پوزش می طلبم. تسلیت می گویم روح پدر شاد باشد انشاالله که در طبیعت بهشت در آرامش باشند. یادشان همیشه در دل های ما زنده است

آفتابگردون

سلام بخش نظرات وبلاگ تمبور کار نمیکنه متأسفانه میدونین چرا؟

shaqayeq

[گل]

ماریا

سلام آقای برهان عزیز خواستم حالی از شما و خانواده محترم پرسیده باشم ان شااله که حال و احوال و روحیه شما بهتر شده باشد. باز هم برای پدر بزرگوارتان طلب رحمت و مغفرت از خداوند مهربان دارم [گل]