سرور آزادگان

سلام بر همه شهیدان راه حق و حقیقت

به نظر من یکی از زیباترین اوصافی که برای حضرت امام حسین به کار می رود سرور آزادگان جهان است.

در طول تاریخ بسیاری از آزادگان از قومیت ها و ملیتهای و ادیان مختلف توسط واقعه عاشورا درس گرفته اند. امیدوارم از این روز ها به خوبی استفاده کنیم و ذخیره ای برای باقی روز های سال داشته باشیم.

من در مورد موضوعهایی که در نوشته قبلی گفته بودم می خواستم بنویسم. اما با توجه به این ایام و کشتار بعضی مردم دنیا و اتفاقات تلخی که در دنیا می افتد به بعد موکول می کنم. ولی در مورد این رفتار بعضی مردم در ایام محرم من همین پرسش را در کلاسهای این روزها ها از حاضرین پرسیدم. که آیا این رفتار ها ناشی از اعتقاد و باور است یا ناشی از مد و جلب توجه؟ تقریبا همگی متفق القول پاسخ دادند که مد تاثیر بیشتری دارد. به عنوان مثال هم می توان پرسید که کدام یک از کسانی که خودرویشان را باظاهری عجق وجق درست می کنند یا علم به آن بزرگی را حمل می کنند اگر در کشور دیگری با فرهنگی متفاوت زندگی کنند همین کار ها را می کنند؟ پاسخ روشن است. هیچ کدام. چنین رفتار هایی مثل رنگ و لباس و کفش و مدل مو و غیره تابع شرایط خاص زمان و مکان و جو غالب زمانی مد می شوند و زمانی از مد می افتند. آنچه که تابع شرایط و زمان و مکان و جو نیست باور های درونی آدمهاست.

دیشب از مسیری به خانه بر می گشتم. بعد از مدت زیادی در سرمای استخوان سوز منتظر تاکسی ماندن بالاخره یک آقایی که با دقت به ماشینش می شد تشخیص داد که خودرویش پراید است مسیرش به مسیری که من می خواستم بروم می خورد. آنقدر گل و رنگ به سر و روی ماشین مالیده بود که به سختی می شد اطراف را دید و تشخیص داد که چه خودرویی است. با اکراه سوار شدم و گوشم از صدای بلند دوپس دوپس یکی از نوحه ها در حال آزار بود که کمی جلو تر پلیسی ماشین را نگه داشت و مدارک راننده را گرفت. و گفت برو ماشینت را بشور و بیا مدارک را بگیر. در هنگام صحبت پلیس همه مسافران و راننده ساکت بودند. ولی همین که ماشین راه افتاد همه نطقشان گل کرد و شروع به فحش دادن به پلیس کردند که چرا حرمت این روز ها را نگه نمی دارد. راننده هم مرتب غرولند می کرد که وقتی پلاک معلوم است چرا گیر می دهند. من که موقع پیاده شدن غیر از نوشته های عجیب و غریب اثری از پلاک ندیدم.

این اتفاق باعث شد که هم صدای آن به اصطلاح نوحه کم شود. (قبلش گوشش بدهکار نبود) و هم اینکه من در دلم به کار پلیس آفرین می گفتم. اما بقیه مسافر ها و راننده به نوبت در حال اظهار فضل و اظهار اخلاص بودند.

/ 23 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک مخابراتی

سلام عزیز عصر جمعه تون بخیر اینکه علم از کجا باب شده بود رو نمیدونستم و تو جواب کامنتها خوندم. جالب بود مرسی[گل] منم بعید میدونم علمی که این روزا استفاده میشه شباهتی به اون علم داشته باشه. آخه اینجوری انرژی چند نفر فقط صرف بلند کردن یک علم میشد تو جنگ[چشمک]

تمبور

ای کاش موقع پیاده شدن نظرت را درباره کار پلیس و جناب راننده و ماشینش به نحوی گفته بودی.. خدا کریم است شاید اینجور آدمها اعم از راننده و سرنشینان بعدا توی فکر بروند.

مستی

سلام و درود بر سیاوش اتفاقن حاکمیت این طور رفتارها و حرکات را دوست داشته و استقبال هم می کند. آن پلیس هم به احتمال زیاد حواسش پرت شده و گیر داده به راننده!! علم و کتل و علامت و نخل و .... از این دست ابزارآلات وسایلی هستند که حاکمیت برای نادان نگه داشتن مردم از آنها به خوبی استفاده و بهره برده و می برد!

نیلوفر

بازم سلام . به نشان علم های امروزی کاری ندارم . مگه هر چی از قدیم بجا مونده نشانه هاشم مثل نشانه های قدیمه ؟ علم که از زمان صفویه باب شده نشانش نشان شجاعت و جنگاوری جنگاوراشه . روی علم ها رو هم دیدین که علامت های شیرو ...است . منظور من این بود .

سهم پرواز

در هر دوره‌ای بت پرستی و افراط و تفریط به یک شکلی رواج داشته حالا هم این مدلی شده

نیلوفر

اینم بگم تا تو دلم نموه[نیشخند] اما جدی . شاید زیر علم رفتن بعضی جوونا و یا باب شدنش توی هیت های امروزی فقط برای نمایش خودشونه . اینکه اون جوونه نشون بده که بعله زور داره . زور یه پهلون .درحقیقت یه جور خودنمایی متاسفانه . من اینطور فکر میکنم

آفتابگردون

متأسفانه همه کارهای مردم ما شده سطحی نگری و چشم هم چشمی فکر و عقل تعطیله تو همه کارهای مردم ما

به من بگید هاتف

سلام . به نظر متن جالبی میاد . یه قسمتش را خوندم , بقیه را هم هر وقت دوباره بهتون سرزدم میخونم . انشالله .[گل]

مستی

سلام و درود مطلبت در مورد دین جالب بود چندین سال پیش کتابی با عنوان "مقایسه تطبیقی ادیان" که نویسنده اش یک هندی بود و اعتقادات ادیان بزرگ را بررسی و مقایسه کرده بود خوانده بودم. متاسفانه الان آن کتاب را ندارمش و نام نویسنده و انتشاراتش هم در ذهنم نیست!