از خاطرات یکی از شخصیت های دوست داشتنی برنامه های عید

همساده: ما رفتیم محضر ماشینو به نام خودمون بزنیم، یهو نفیمیدیم چی شد اون وسط از یکی طلاق گرفتیم! ما که اصلاً زن نداشتیم! الان پنج ساله دارم مهریه می‌دم. نمی‌دونم به کی! ینی داغونما. له له هستم!

/ 22 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک مخابراتی

میگم یک خوبیه این مناسبت ها و عید ها اینه که به بهانه شون میشه سری به دوستامون بزنیم، احوالی بپرسیم و تبریک بگیم. نیمه شعبان مبارک [گل]

وارش

سلام مرسی، خستگی این یه ماه آخر ترم با خوندن این پست از تنمون رفت! البته یه بخشش!

نیلوفر

سلام . دلم برای اینجور ادما خیلی تنگ شده . جاشون بین ادمای اینجایی خالیه [ناراحت]

آوای وحش

سلام خیلی خنده دار بود دستت درد نکنه[خنده]

مریم ح

[گل]

دانش

در جایگاه آدمی که اصلا" تلویزیون تماشا نمی کنه، علاقه م به این مجموعه، تعجب آوره. و در بین شخصیت های این مجموعه، پسر عمه زا برام یه چیز دیگه ست.