متهورانه ترین عملیات هوایی تاریخ جهان

هر سال که به اواخر شهریور و اوائل مهر می رسیم حال و هوای های مختلفی در زندگی ها احساس می شود. مدرسه و خاطراتش، رنگهای زرد و نارنجی درختها و و خیلی های دیگر. یکی از آنها هم یادآوری دوران جنگ است. جنگی تلخ که خیلی از دسته گل های این مرز و بوم را پر پر کرد.

برای پرداختن به تلخی های این موضوع کتابهای قطور هم کم است. اما یادی از رشادتهای موفق در جنگ هم می تواند خواندنی باشد که من از یک وبلاگ جالب نوشته ام.

فیلم سینمایی حمله به H3 را هم فکر می کنم به چند بار دیدن بیرزد.

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاستکه به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسینبرانگیز در 16 فروردین 1360 پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقعدر غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را نابود کردند. در مجموع بیش از48هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو22)بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیدهترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه بهنابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهانقرار می گیرد.

در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگو حمله هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد یکی از بزرگترین عملیاتهای هواییجهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی ایران بر فراز عراق انجام شد. این عملیاتاز نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هواییجهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربناییعراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد.

پس از این حمله در سال 1981منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود رابرای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باندفرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطه در غرب این کشور منتقل ساخته است. این پایگاه یکی ازپایگاههای سه گانه الولید به نام H3.

هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کردکه این پایگاهها که در غربی ترین نقطهی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردنواقع شده است روزی هدف حمله جنگنده های ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برایبمباران این پایگاه میبایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمانبغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدندو پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای ازموشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند کهدر صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدونشک ادامه عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن میساختند. عبور جنگنده هایایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئله ای نبود که ازچشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حمله غافلگیرانهاز طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته می شد. اما در آنسوی جریان، افسران نیرویهوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هرطریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژه همدان آبستن یکی ازرویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفتانگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند.

تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهاییبود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. درژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلیها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین ازمیان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگهای بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان واسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری ازهواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوماسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (کهالبته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تاعملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هواییبدل می شد. در طراحی عملیات به گونه ای عمل شد که در وهله اول به یک داستان علمی،تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم،از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهایمرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می­کردند و پس از طی مسافتی طولانی برروی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هواییترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سرهواپیماهای عراقی میبایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمیگشتند. عملیاتباید کاملا غافلگیرانه انجام می شد و فانتومها تا لحظه ای که بر فراز اچ 3 ظاهر میشدند نباید هیچ نشانهای از یک حملهی هوایی را آشکار میکردند. در راه بازگشت مسلماعراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها میفرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظمی کردند. در تمام طول مسیر هواپیماها میبایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز درارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین برفراز منطقهای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن می ماند که تنها از عهده خلبانانی برمی آید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. (تصور غیر ممکن بودن چنینکاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتربر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهده مانعی در مقابل خود به سختی می توانداز خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود میشود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ...  را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است وبرخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان بادیدن قله ای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما می کند. طی چند ثانیه خلبان بایدهواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن درحرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین رانشان دهد.

عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازهکافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئله دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش رویعملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی رارفته و باز گردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم درآن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها باآنان همراه می شد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعتبویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند

/ 7 نظر / 7 بازدید
Mody

قبلاَ خونده بودمشف اما هر موقع میخونمش کیف میکنم. مرسی. دستت درد نکنه، بازم بنویسیش باز هم میخونمش؛ تا تهشو[ماچ]

نیکی

سلام مرسی از نظرتون، وبلاگتون متفاوته.

ابوالفضل

سلام بازيگر اصلي فيلم جنگجويان كوهستان چي اسمش بود؟

دنیای بهتر

سلام مجدد جالب و آگاهی دهنده بود ولی فکر نمی کنید برای وبلاگ یه خرده طولانی باشه !

باران

سلام. ممنون از اطلاعاتی که دادی.چشم میذارم.

مارال

وای موهای تنم راست شد . اینو نمیدونستم . واقعیتش اینه که اون سال نسبتا کوچیک بودم . بعدها هم اینقدر در مورد دلاوریهای ایرانیها در جنگ اغراق شد که دیگه هیچ کدوم رو باور نکردم .

لیلا

این یکی از حوصله من یکی خارج بود[اوه]