نیست

آسوده دلان را غم شوریده سران نیست    این طایفه را غصه رنج دگران نیست

راز دل ما پیش کسی باز مگویید          هر بی بصری با خبر از بی خبران نیست

غافل منشینید زتیمار دل خویش      این شیوه پسندیده صاحبنظران نیست

ای هموطنان باری اگر هست ببندیم     این ملک اقامتگه ما رهگذران نیست

ما خسته دلان از بر احباب چو رفتیم    چشمی زپی قافله ما نگران نیست

ای بی ثمران سرو شما سبز بمانید     مقبول بجز سزکشی بی هنران نیست

در بزم هنر اهل سیاست چه نشینند      میخانه دگر جایگه فتنه گران نیست

وحشی بافقی 911 تا 961 هجری خورشیدی

/ 8 نظر / 46 بازدید
ربیعه

ممنون از انتخاب این شعر قشنگ پیشاپیش روز پدر را به شما تبریک عرض میکنم

فیل تر

زیبا بود وحشی بافقی سرامد سبک واسوخت هست در تاریخ ادبیات که برگشتن از معشوق و گله و ضایع کردن اوست دوستان شرح پریشانی من گوش کنید..... یه سری بزن دادا بهمون

لیلا

روزتون مبارک___________----[لبخند] [گل][گل][گل]

نویز سفید

سلام به باد صبای عزیز، انتخاب شعر حرف نداشت! روزتونم با تاخیر مبارک[گل]

مهربان

[گل]

مهربان

Please , say your idea about Mr. Roohani? Thanks in advance!

مهربان

بسیار ممنون. واقعیت اینه که این روزا ترس از فردای ایران، فکر کردن به هشت سال از عمر عزیزمان که گذشت در شرایطی بدون امکان تلاش واقعی برای بهتر بودن باعث شده به این موضوع زیاد فکر کنم. به نظرم اگر تصمیم درستی گرفته نشه و در برابر اشتباه سکوت بشه بدجور ...... در هر صورت ممنون و سپاسگزارم!