باد صبا
از قدیما

من موضوعی را برای یک کار تحقیقاتی یک از درسهای ترم گذشته انتخاب کردم که انجامش نیازمند مطالعاتی درباره تاریخ قرون وسطای اروپا بود. به نظرم از چیزهایی که خواندم می شود یک نوشته برای وبلاگ در آورد. امیدوارم بپسندید این اطلاعاتی را که نه به درد دنیا می خورد و نه به درد آخرت. ولی به درد چند دقیقه تلف کردن وقت خوانندگان می خورد.

احتمالا با تاریخ آندلس آشنا هستید. آندلس امروزه نام ایالتی در جنوب اسپانیاست. مرکز این ایالت شهر کوردوبا است که هیچ تیمی از این ایالت در لالیگای اسپانیا وجود ندارد تا از این روش شناخته شود. اما این ایالت برای علاقه مندان به تاریخ یکی از مناطق اصلی جذب گردشگر کشور اسپانیاست. اما گذشته این منطقه.

در قرن پنجم میلادی تعدادی از اقوام مهاجم از شرق اروپا به امپراتوری روم حمله کردند و در نتیجه امپراتوری هشتصد ساله روم به دو امپراتوری شرقی و غربی تقسیم شد. امپراتوری روم شرقی که پایتختش استانبول (کنستانتینوپول) بود تا قرن چهارده میلادی حکومت کرد و بعد به دست عثمانی ها افتاد. امپراتوری روم غربی در برابر حمله اقوام مهاجم دوام نیاورد و از هم پاشید. اقوام مهاجم که مهمترین آنها فرانکها، وندالها، گوتها، هونها و اسلاوها بودند در مناطق مختلف امپراتوری روم سابق ساکن شدند. فرانکها در سرزمین گل (فرانسه امروزی) و گوتها و وندال ها هم در شبه جزیره ایبری که امروزه دو کشور اسپانیا و پرتغال در این شبه جزیره هستند ساکن شدند. گوت ها در قرن ششم و هفتم میلادی یک پادشاهی در این منطقه تاسیس کردند که گرایشهای شدید مسیحی داشت.

از سال 621 با هجرت پیامبر اسلام، قلمرو این دین افزایش یافت. بعد از چهار خلیفه اول که مناطق ایران و عراق به قلمرو اسلام اضافه شد با روی کار آمدن بنی امیه افزایش قلمرو با سرعت بیشتری ادامه یافت. در زمان بنی امیه با سرعت زیادی قسمتی از امپراتوری روم شرقی (قسمت شرقی ترکیه امروزی) مناطق اردن و فلسطین و و شمال آفریقا به تصرف بنی امیه در آمد و تا سال 710 میلادی کل شمال آفریقا در اختیار امویان بود.

بومیان شمال آفریقا و اعرابی که از شبه جزیره عربستان آمده بودند و در شمال آفریقا ساکن شده بودند مور ها نامیده می شدند. (امروزه دو کشور نامشان از مور ها باقی مانده است، موریتانی و مراکش) همچنین احتمالا نام آندلس تغییر یافته واندالوس است از نام قوم وندال گرفته شده است. وبه احتمال دیگر آندلس تغییر یافته کلمه آتلانتیک است.

در سال 711 مور ها به فرماندهی طارق بن زیاد از دریای مدیترانه عبور می کنند و وارد شبه جزیره ایبری می شوند. کشتی هایشان را هم آتش می زنند تا راه برگشتی وجود نداشته باشد و انگیزه فتح را در سربازانشان قوی تر کنند. در صبح یک روز تابستانی همان سال سپاه دوازده هزار نفری بنی امیه در مقابل سپاه شصت هزار نفری پادشاهی گوتها قرار می گیرد. وقتی حرف از کشورگشایی می شود بد نیست انگیزه جنگجویان را بدانیم. اینها دقیقا ترجمه سخنان طارق ابن زیاد قبل از شروع جنگ است.

((ای مسلمانان، راه فرار وجود ندارد. دشمن روبروی شما و دریا پشت سر شماست و به خدای بزرگ که شما چاره ای جز راستی و صبر و جانبازی ندارید. و بدانید که شما در این جزیره مانند یتیمان سر سفره لئیمان می باشید. دشمن با قوای عظیم و اسلحه فراوان سر راه شما قرار گرفته است و شما جز شمشیرهای خود چیزی ندارید. باید آذوقه خود را از چنگ دشمن بیرون آورید و اگر مدتی بگذرد و کاری از پیش نبرید سربازان دشمن که ترس و رعب شما در دلشان افتاده است دیگر از شما نخواهند ترسید و نسبت به شما گستاخ و جری خواهند شد. شما اگر از مرگ نهراسید بر همه چیز پیروز خواهید شد. کمی به خود رنج و زحمت بدهید تا آسایش و رفاه فراوان بهره شما گردد. شما حتما شنیده اید که چه ماهرویان دلفریبی که در ابریشم و جواهرات غوطه ورند در این جزیره وجود دارند. خلیفه عبدالملک شما را از میان پهلوانان عرب برگزیده است تا دین مبین را در بین مردم این سرزمین انتشار دهید و در دو جهان رستگار شوید. و اینرا بدانید که من جلوتر از شما بر دشمن حمله می کنم و با شاه آنان جنگ تن به تن مینمایم.))

با چنین شارژ روحی جنگ شروع شد. اما همان طور که قبلا گفتم حکومت گوتها گرایشهای شدید مسیحی داشت و این مسئله باعث نارضایتی خیلی از مردم شبه جزیره از جمله یهودیان شده بود. یهودیان و پیروان دیگر ادیان که ساکن ایبری بودند مجبور بودند تظاهر به مسیحیت کنند اما در جلسه های مخفیانه برای سرنگونی حکومت تلاش می کردند. هنگام جنگ با اعراب هم با این تلاشها در بین سپاه گوتها شکاف ایجاد شد و با وجود بیشتر بودن تعداد نفرات، از سپاه طارق ابن زیاد شکست خوردند و شاه گوتها هم کشته شد. بعد از آن در طول هشت سال کل شبه جزیره ایبری به دست اعراب افتاد و حکومت آندلس زیر نظر خلیفه امویان تاسیس شد.

اما پیشروی اعراب تمامی نداشت. در مرزهای شرقی قسمت غربی هندوستان (پاکستان فعلی و افغانستان فعلی و قسمت غربی هندوستان فعلی و قسمتی از ترکمنستان فعلی) به دست اعراب افتاد. و در مرزهای غربی هم در سال 721 با گذشتن از کوههای پیرنه و تصرف شهر Narbonne (از شهر های مهم جنوب فرانسه) قسمت عمده ای از جنوب و غرب فرانسه را به تصرف خود در آوردند. منطقه تصرف شده قسمتی از دوک نشین اکیتن بود. و دوک اود صاحب آن تصمیم به دفاع گرفت. در جنگی که سال 722 بین سپاه دوک اود و سپاه اعراب در گرفت قسمتی از مناطق تصرف شده از دست اعراب خارج شد. در آن جنگ جوانی به نام شارل توانایی نظامی خود را نمایش داد. بعد ها او فرمانده سپاه فرانک ها شد. و بعد از جنگ 732 سلسله کارولنژین ها را تاسیس کرد.

در طول ده سال (722 تا 732) مناطق جنوب غربی فرانسه در اختیار امویان بود. تا اینکه سپاه نیرومندی از طرف حکومت مرکزی به سمت مرز اعراب و فرانک می رسد و یکی از بزرگترین جنگهای بین دو گروه در سال 732 اتفاق می افتد. در این جنگ که بر خلاف جنگهای قبلی که در تابستان انجام می شد و با موفقیت اعراب همراه بود در زمستانی سرد اتفاق افتاد و سخت ترین شکست بر اعراب وارد شد. برخلاف شمال آفریقا و اسپانیا که آب و هوایی شبیه عربستان دارند مناطق مرکزی فرانسه آب و هوایی بسیار سرد داشتند که یکی از دلایل شکست همین مسئله بود.

در خیلی از منابع تاریخی یکی از صد اتفاق مهم تاریخ را جنگ سال 732 می دانند. محل این جنگ جایی بین دو شهر Tours و Poitiers واقع شده که نزدیک به سواحل غربی فرانسه امروزی می باشد. بعد از این جنگ تصرفات اعراب به دست فرانک ها باز می گردد و تا سال 759 که شهر Narbonne هم از دست مسلمانان خارج شد.

بعد از جنگ Tours از طرف کلیسا به شارل لقب منجی مسیحیت و شارل مارتل (مارتل به معنی ضربه زننده مانند چکش است) داده شد. بعد ها شارلمانی نوه شارل مارتل از مهمترین امپراتوران اروپا به قدرت رسید.

در سال 750 حکومت مرکزی از دست بنی امیه خارج شد و به دست عباسیان افتاد. بعد از این جابجایی قدرت، بسیاری از حکومت های مناطق اسلامی این تغییر را را نپذیرفتند و زیر بار حکومت عباسیان نرفتند. از جمله حکومت آندلس که از سال 750 به بعد در این منطقه و مناطق شمال غربی آفریقا حکومت های اسلامی خودمختار حاکم شدند. جدایی بین این مناطق و حکومت مرکزی باعث شد از آن به بعد قلمرو ممالک اسلامی گسترش نیابد.

برای محافظت از خطر حمله مسلمانان در اواخر قرن هشتم سیاست جالبی را شارلمانی امپراتور فرانک ها (نوه شارل مارتل) در پیش گرفت. در منطقه باسک و کوههای پیرنه که بین فرانک ها و اعراب واقع می شود حدود پانزده حکومت کوچک خودمختار تاسیس کرد و این حکومت های کوچک خودمختار به عنوان سد مانع حمله اعراب به دیگر مناطق اروپا شدند.

با شورش های متعدد در آندلس کم کم در طول طول دویست سال حکومت آندلس تجزیه و کوچک شد تا اینکه از قرن 12 به بعد فقط منطقه کوچکی در جنوب اسپانیا مسلمان نشین بود. تا اینکه سال 1469 با روی کار آمدن یک شاه متعصب کاتولیک در شمال اسپانیا قلع و قمع مسلمانان شروع شد و سال 1492 (همان سالی که کریستف کلمب از بندر بارسلون به جزایر باهاما در آمریکا رسید) حکومت آندلوس شکست خورد و باقی مسلمانان منطقه اسپانیا یا تبعید شدند و یا کشته شدند.

برای دیدن نقشه ها هم می تونید این جا ها را ببینید. نقشه مرز ها و نقشه سیاست شارلمانی

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٧ - سیاوش