باد صبا
باد صبا

امروز صبای ما سه ساله می شود و وبلاگ باد صبا یک ساله.

شصت نوشته و پانصد و سی و پنج یادداشت و روزی بین ده تا چهل باز دید کننده در طول یک سال. شاید بد نباشد کمی از این نامگذاری اینجا بنویسم.

از اواخر سال 81 بود که بعد از دفاع و کم شدن مشغله ها یکی از موضوعات مورد گفتگو در خانه ما نام میهمانی بود که قرار بود به سفره ما اضافه شود. نمی دانم تاثیر شعر حافظ بیشتر بود یا چیز های دیگر که نام صبا برگزیده شد. اما یکی از آن عوامل این نامگذاری برنامه مستند بسیار زیبای باد صبا بود. این برنامه یک بار سال 58 از شبکه یک پخش شده بود که طبیعتا خیلی از ما آن موقع ندیده بودیم و بعد از آن یک بار در بهار 82 پخش شد و یک بار هم در سال 84.

این برنامه ساخته مستند ساز بزرگ فرانسوی آلبر لاموریس در سال های 1356 و 1357 است که از دید یک باد به نام باد صبا یا باد عاشق ایران را تماشا می کند. ظاهرا آن موقع فیلم به مذاق دربار خوش نیامده و اعتراض شده که چرا پیشرفتها در فیلم نمایش داده نشده است و از گروه فیلمساز خواسته شده که نسخه دیگری بسازند که خوشایند دربار باشد. موقع ساخت فیلم بعدی بالگرد گروه فیلمبرداری در دریاچه سد کرج سقوط می کند و لاموریس و فیلمبردار و خلبان همه کشته می شوند. (روحشان شاد)

در این وبلاگ که نویسنده اش از مستند سازان خوب ایران است خاطره ای از این فیلم نوشته شده که شیرین و خواندنی است.

باد صبا در این فیلم ایران را می گردد. گاهی با باد های دیگر دوست می شود و جاهای جدیدی را از باد های دیگر یاد می گیرد. گاهی با باد های دیگر که قصد آزار مردم را دارند مقابله می کند. به کاخ شاهان سرک می کشد. گونه چوپانی که زیر درختی استراحت می کند نوازش می کند. قالی مردمی که فرش هایشان را شسته اند خشک می کند. مردمی را که با قطار سفر می کنند همراهی می کند. کوه ها و دشتهای ایران را تماشا می کند و در پایان در یکی از زیباترین صحنه های فیلم دختر و پسر جوانی را از اهالی ترکمن که در چمنزار ها با اسب می تازند همراهی می کند.

فیلم با گویندگی گوینده بسیار توانا و قدیمی ایران آقای منوچهر انور و موسیقی زیبای استاد حسین دهلوی زیباتر شده است. یکی از زیبایی های این فیلم مراتب رشد و تعالی خود این باد در طول سفر است. این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین مستند هم شده است. وقتی یک بیننده ایرانی این فیلم را می بیند در طول دیدن آن بار ها زیر لب ذوق و هنر فیلمساز و آشناییش با طبیعت و فرهنگ و سنتهای ایران را تحسین می کند.

امیدوارم این فیلم باز هم نمایش داده شود.

پ.ن. : وقتی این ها را نوشتم که توی وبلاگم بگذارم احساس کردم خیلی خودم را تحویل گرفته ام. وبلاگ من همینجوری اسمش باد صباست. خیلی آن طوری ها هم باد صبا نیست.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٧ - سیاوش