باد صبا
اردیبهشت ماهی است که ...

اردیبهشت ماهی است که در نامش بهشت دارد. حس و حال طبیعت هم (اگر انسان خرابش نکرده باشد) بهشتی است. و کلی گفتنی در مورد این ماه زیبا

اردیبهشت سال هشتاد و نه بود که وسط کار و درس پایان نامه آن رشته عچیب و غریب بیربط به کارم و باربط به وبلاگ نویسی پدر دچار ناراحتی قلبی شد. با عجله به همراه همسرم راهی دیار شدیم و چند روزی بین بیمارستان و خانه و کار های اینچنیی درگیر بودیم. تا اینکه قبل از برگشت به تهران پیشنهادی به پدر کردیم:       وبلاگ

و خدا رو شکر که پذریرفتند و این شد که وبلاگ ایشان چند سالی در دنیای مجازی بود و مانند یاد آدمها که اگر خودشان نباشند یادشان هست، این وبلاگ هم همچنان هست حتی اگر کم خواننده باشد اما می توان به آن سر زد. خواندن یادداشتهای پای هر نوشته هم خالی از لطف نیست و قبل از تایپ کردن همین نوشته ام چند تایشان را خواندم که خاطرات جالبی زنده شد. از نوشته های ابتدایی این وبلاگ من لینک یک خاطره که در دو بخش نوشته شد را اینجا می گذارم. بخش اول  ،   بخش دوم

و اردیبهشت ماه پارسال در چنین روزی بود که راه رفتنی توسط ایشان طی شد و ما ماندیم و آرزویی برای دیدار در عقبی

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳٩٥ - سیاوش