باد صبا
باز می آید پرستو نغمه خوان

سلام به دوستان بزرگوار

می دانم این چند وقت زیاد پیش آمده که به اینجا سر زده اید و چیزی ننوشته بودم. قبلا هم پیش آمده که کم دیر به دیر نوشته ام. شاید کمی عذر و بهانه لازم باشد اما تکرار مکررات مناسب اولین نوشته سال جدید نیست. تا این ماه زیبا تمام نشده اینجا بنویسم که آرزوی سالی خوش همراه با موفقیت و آرامش و شادکامی برای شما عزیزان دارم. این روز های پس از زمستان حسی ایجاد می کند که در بین همه مردم مشترک است. حتی اگر سال تقویمشان هم نو نشود اما حسشان بعد از گذراندن زمستان، حس نو شدن است.

در این ایام غیر از درس و مشق عوامل دیگری هم بود که نوشتن را به تاخیر انداخت. غم ناشی از اتفاقات تلخی این روز ها، روشن شدن آتش جنگی تلخ در منطقه؛ شهادت هشت تن از مرزبانان این مرز و بوم، اتفاق تلخ در یکی از سفر های زیارتی و ... همه موجب شد نوشتن سخت شود. ببخشید قصد نداشتم احساس غم را به شما عزیزان منتقل کنم. اما همانطور که قبلا گفتم این وبلاگ به مانند دفتر خاطرات خودم هم هست و

همجنین روز های تعطیل برای بسیاری از مردم در کنار سفر و مهیمانی شده بود دنبال مردن آخرین اخبار سیاسی و ... . دست همه آن بزرگوارانی که برای منافع مردم زحمت می کشند درد نکند.

نمی دانم نوشتن از اینجا و مناسبتها و نخستین نوروز دور از سرزمین مادری چقدر می تواند مناسب این نوشته باشد. اما احساس نیاز به شریک بودن در حس و حال هموطنان در چنین مناسبتهایی خیلی بیشتر می شود. و چقدر زیبا یکی از دوستان بزرگواری که چند ماهی هست به اینجا سر می زنند (خیلی خوشوقتم) از این نیاز عاطفی برای همه هموطنانی که در سرزمین کهن نیستند نوشته بودند.

البته به لطف وسایل ارتیاطی و آسانتر شدن حمل و نقل و تغییرات مختلف سبک زندگی، به اشتراک گذاشتن این حس و حال فراهمتر از گذشته شده است. برخی برنامه های تلویزیون و به ویژه کلاه قرمزی کمک بزرگی هستند برای اشتراک حسی شیرین در جای جای این کره خاکی ( و آبی)

تعداد قابل توجهی برنامه نوسط ایرانیان آنطرف آبها در ایام نوروز برگزار می شود. اما برای ما همان که دوستان اینجا زحمتش را کشیدند ( و کشیدیم در حد صندلی و میز چیدن و ...) از همه خودمانی تر و جالب تر بود.

برای اینکه نظمی در نوشته هایم به وجود آید و در آینده نزدیک زود به زود تر بنویسم اینحا وعده چند تا نوشته بعدی را می نویسم. نوشتن از فراز و نشیب های زندگی در سرزمینی دوردست، نوشتن از برخی از آداب و رسوم مردم این سرزمین و نوشتن از طبیعت و حیوانات این دور و اطراف نوشته هایی هستند که دوست دارم دانسته هایم را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم. امیدوارم عاملی این نوشتن را به تاخیر نیندازد.

در پایان توضیحی هم در مورد عنوان نوشته بنویسم. باز می آید پرستو نعمه خوان عنوان یکی کتابهای شعر و یکی از سروده های خانم پروین دولت آبادی (روحش شاد) است که این شعر یکی از درسهای کتاب فارسی چهارم دبستان هم بود و امیدوارم که باشد. تغییری که همه جا در بهار محسوس است زنده شدن طبیعت و سر و صدای جانوران از حشرات گرفته تا پرندگان که هر بی نوجهی را متوجه این زندگی می کند. هر چند که اینجا هم پرستو ها برگشته اند اما یکی از مهیمانانی که چند وقتی است تشریف آورده اند غاز ها هستند و اگر بخواهم به اولویت بلندی صدا این موضوع را توصیف کنم می توان نوشت باز می آیند غاز ها جیغ و داد کنان

 

علاوه بر سار و غاز و مرغابی و بلبل و طرقه یکی از پرندگانی که این روز ها زیاد می توان در روی درخت ها و پارکها دید این پرنده است که سینه سرخ آمریکایی نام دارد و آواز زیبایی هم دارد.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ فروردین ،۱۳٩٤ - سیاوش