باد صبا
دقیقه هشتاد و نه بهمن از لای منگنه

وقتی بچه بودم و با وسیله ای به نام منگنه آشنا شدم فکر می کردم فقط یه وسیله ایه برای وصل کردن چند تا کاغذ به همدیگه. ولی بعدا فهمیدم یه موضوع دیگه ای هم هست که با کلمه منگنه توصیف میشه. وقتی از چند طرف فشار های مختلف به آدم وارد میشه عبارت احساس لای منگنه قرار گرفتن شاید بتونه ظرایط رو توصیف کنه. دلم می خواد اینجا از کمبود و قت و دسترسی نداشتن از اینترنت بنویسم. ولی خاطر خوانندگان عزیز و بزرگوار از این موضوع تکراری مکدر می شود. دلم می خواد بگم روزی یک ساعد اینترنت گازوئیلی داریم که با یک سیستم هندلی و سرعت لاکپشتی معادل ده دقیقه اینترنت کارایی داره ولی اونقدر کارامون زیاده که همین یک ساعت هم بلا استفاده می مونه. یه بار هم چند روز پیش اومدم کمی در مورد کاری که این روزا مشغولش هستیم و به خاطر جالب بودنش از نظر فنی و علمی بنویسم ولی دیدم ممکنه نه جذابیتی داشته باشه اینجا از فنر و براکت و ضریب میرایی و فرکانس طبیعی بنویسم و نه میشه با این کلک ظاهر به روز کردن وبلاگ رو حفظ کرد.

خواستم یه همچین نوشته ای توی وبلاگم بنویسم که بحث داغی راه بیفته دیدم این وبلاگ سوت و کور دیگه جای این جور بحث ها نیست. واقعا فشار منگنه ناجوره وقتی هم بخوای وبلاگ شاد و شلوغ و به روز باشه هم بخوای از خواسته هایی که بر دل سنگینی می کنند نوشت و هم بخواهی با نداشتن وقت و سنگینی کار کنار بیایی و هم اینکه نمی دانم کدامینکه.

میدانم این نشد یه پست وبلاگ. ولی باور کنید تمام شدن بهمن نزدیکه و اگه اینجا هیچی ننوشته باشم صد سال دیگه که وبلاگم رو ورق می زنم از خالی بودن تقویم بهمن امسال حالم گرفته خواهد شد.

باقی بقایتان

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ - سیاوش