باد صبا
کمی از ادیان مختلف

یکی از جالب ترین و بامزه ترین و در عین حال تلخ ترین پیامکهایی که اخیرا دریافت کردم این بود:

به چند نفر دانشجوی خودجوش جهت گند زدن به روابط ایران و چین نیازمندیم.

جمعی از تولید کنندگان به خاک سیاه نشسته داخلی

 

موضوعی که در این نوشته طولانی به آن می پردازم دین است. قبل از شروع لازم است چند نکته را بگویم. اولا اینکه با توجه به طولانی بودن نوشته می توانید آنرا در چند نوبت بخوانید یا هر وقت که وقت فراغت بیشتری داشتید بخوانید یا اصلا نخوانید.

دوم اینکه من به هیچ وجه قصد توهین یا زیر سوال بردن دین و یا آیینی را ندارم و اگر لازم شد خوانندگان اعتراضی به نوشته من داشتند از طریق ایمیل یا یادداشت وبلاگ و یا هر روشی که دوست داشتند نقدشان را به من بگویند و من در همین وبلاگ قرار خواهم داد.

و دیگر اینکه این نوشته حاصل شنیده ها از استادان و مطالعه کتابهایی که معرفی می شود و اطلاعات جسته و گریخته خودم است.

 

 

دین موضوعی است که آمیخته موارد ضد و نقیضی است که در طول تاریخ محور بسیاری از اتفاقات بوده. هر چند پس از دوران رنسانس اروپا در قرنهای شانزدهم و هفدهم در بسیاری از آثار هنری و ادبی و رفتار بسیاری از حکام غربی دین زدایی از امور زندگی رواج یافته اما همچنان دین یکی از مهمترین و تاثیر گذار ترین موضوعات زندگی بشر است. شاید عده ای فکر کنند که دوره دین به سر آمده است. اما حتی اگر همه حکومتهای دنیا هم سکولار و لائیک باشند هنوز بشر در هیچ کجای دنیا تجربه زندگی و رفتار تاثیر نگرفته از دین را ندارد.

برای شناخت ادیان و آیین ها تحقیقات زیاد و مفصلی انجام شده و در بسیاری از مراکز علمی و تحقیقاتی روی این موضوع کار می شود. چند تا از مهمترین منابع شناخت ادیان این کتاب ها هستند. لینک یک لینک دو لینک سه لینک چهار لینک پنج لینک شش

 

با وجود اینکه بیش از چند هزار دین و آیین در طول تاریخ وجود داشته که برخی منسوخ شده اند و دیگر هیچ پیرویی ندارند و چند هزار دین و آیین هم در حال حاضر در دنیا وجود دارند که پیروان کم و یا زیادی دارند ولی در بیشتر منابع معتبر فقط یازده دین را جزو آیین های اصلی و مهم مورد بررسی به شمار می آورند. ظاهرا ملاک اصلی محققین هم تعداد پیروان و سابقه تاریخی ادیان است. به عبارت دیگر یازده دین اصلی ادیان مهمتری هستند که سابقه طولانی تری دارند و تعدا پیروان آنان هم قابل توجه است.

این یازده دین بر حسب پراکندگی جغرافیایی شامل سه دین خاور دور یعنی آیین شینتو که عمده پیروان آن در کشور ژاپن زندگی می کنند، آیین کنفوسیس و آیین تائو که بیشتر پیوان آن در چین زندگی می کنند. هستند.

چنج دین دیگر ادیان هند و آریایی هستند. آیین هندو که سابقه چند هزار ساله دارد. در طول تاریخ در اعتراض به بعضی از آموزه ها و رفتار های آیین هندو ادیان دیگری از دل دین هندو به وجود آمدند. آیین جین و آیین بودا که هر دو در اعتراض به آیین هندو شکل گرفتند و آیین سیک که از تلفیق آیین هندو و دین اسلام به وجود آمد. و دین دیگر منطقه هند و آریایی دین زرتشت است.

و همچنین سه دین ابراهیمی که به ترتیب تاریخی شامل یهود، مسیحیت و اسلام هستند.

 

در تصویر زیر چند تا از نماد های مهمتر این آیین ها را می بینید.

این ادیان را با معیار های مختلفی می توان بررسی و مقایسه کرد. به عنوان مثال

- شناخت و مقایسه ادیان بر حسب تاریخ پیدایش و شکل گیری تاریخی آنها

- شناخت و مقایسه ادیان بر حسب پراکندگی جغرافیایی و جمعیتی پیروان آن

- شناخت ادیان بر حسب احکام و وظایفی که برای پیروان مشخص شده است.

- شناخت و مقایسه ادیان بر حسب نگاه و جهان بینی آنان به خلقت و آفرینش و مفهوم خالق

- شناخت و مقایسه ادیان بر حسب مراسم و آیین های دینی چون زیارتگاه ها ، عبادتگاه ها و غیره

- شناخت و مقایسه ادیان بر حسب کتاب مقدس این ادیان

و بسیاری از موارد دیگر

اما من به اقتضای کاربرد و علائق خودم فکر می کنم برای این نوشته وبلاگ یکی از جالبترین موضوعات شناخت و مقایسه جهان بینی این ادیان است.

 

به طور کلی می توان این جهان بینی ادیان را به پنج دسته تقسیم کرد.

- جهان به عنوان نعمت

- جهان به عنوان غایت

- جهان به عنوان فرصت

- جهان به عنوان محنت

- جهان به عنوان محل نبرد

در آیین شینتو جهان و هستی نعمتی است که الهه خورشید یعنی آماتراسو به فرزندانش یعنی مردم هشت جزیره ژاپن هدیه کرده است و طبق این جهان بینی کشور و خاک ژاپن هدیه و نعمتی آسمانی است. طبیعی است که این نگاه اهمیت ویژه ای به خاک و کشور می دهد. همچنین تاثیری بر اهمیت به نژاد می دهد. جالب است که آمارهای مربوط به مهاجرت به دیگر کشور ها هم نشان می دهند که با وجود اینکه کشور ژاپن جمعیت قابل ملاحظه ای دارد اما تعدا مهاجرین آن به دیگر کشور ها بسیار کم است.

همچنین در طول تاریخ رفتار ژاپنی ها با همسایگان خود بسیار رفتار خشنی بوده است. شاید به دلیل اینکه خود را قوم برتر می دانسته اند. از این نظر شباهتی بین آیین شینتو و دین یهود وجود دارد. و همچنین احتمالا همین گرایش های نژادی در ژاپن اشتراکاتی را بین ژاپن و آلمان در زمان هیتلر که برتری نژادی یکی از ارکان آن حکومت بوده می توانسته یکی از دلایل اتحاد این دو کشور در جنگ جهانی دوم باشد.

هر چند عمده شناخت مردم دنیا از کشور ژاپن بعد از جنگ دوم و به واسطه پیشرفت خیره کننده در علم و تکنولوژی است و امروزه مردم ژاپن به عنوان مردمی بسیار باسواد و با فرهنگ و کاری شناخته می شوند، اما در طول تاریخ مردم چنین رفتاری از سر فرهنگ و احترام با دیگر ملل نداشته اند و احتمالا این مسئله ریشه در آیینشان دارد.

دو آیین دیگر در منطقه چین و خاور دور وجود دارند که با وجود اختلاف در موضوع مورد توجه در آموزه ها اشتراکی دارند و هر دو جهان را به عنوان غایت نگاه می کنند.

آیین کنفوسیوس یک آیین کاملا اجتماعی است که جهان را غایتی برای انسان می داند و راه سعادت را تلاش برای خوشبختی در همین دنیا می داند. و راه این خوشبختی هم آموزه هایی اخلاقی است که در کتاب ها و گفتار های کنفوسیوس آمده است. عمده این آموزه ها مربوط به اداره جامعه و ارتباط بین انسان هاست.

دین دیگر هم تائو یا دائو است که با وجود اینکه تمامی آموزه های آن فردی و شخصی است جهان را غایتی می داند که انسان سعادتند در آن به خوشبختی می رسد. از منظر دین تائو جهان آمیزه ای از خیر و شر در هم تنیده است و شخص باید حکمت نهفته در این طبیعت را کشف کند. و در صورت کشف این حکمت می تواند به سعادت و خوشبختی برسد.

اما ادیانی که خواستگاه آنان کشور هند بوده جهان را به عنوان یک محنتگاه می نگرند.

از نظر دین هندو جهان محلی است که روح انسان در کالبد های مختلف قرار می گیرد و ممکن است این چرخه بینهایت بار تکرار شود. فقط در صورت تعالی روح ممکن است روحی از این چرخه خارج شود و به الوهیت بپیوندد. در بین چند هزار خدایی که در آیین هندو وجود دارد برهما خالق اصلی است و روح متعالی به آن می رسد. اما در صورتی که روح مسیر تعالی را نپیماید ممکن است در بدن انسان های مختلف بچرخد و یا حتی در صورت بدکاره بودن به جسم حیوانات و یا حتی اشیا هم وارد شود. و در صورت نیکو کاری بعد از هر زندگی در زندگی بعدی به مقامی بالاتر می رسد. چنین جهانی از نظر آیین هندو محل رنج و بستر تعالی روح و یا سقوط روح است. جالب است که از نظر این آیین خدا های این آیین هم چنین چرخه ای دارند و ممکن است هر خدا در آواتار های مختلفی ظاهر شود. (آواتار ها شکل های مختلف خدا ها هستند)

طبق چنین جهان بینی ای مردم جامعه هم به کاست های مختلف تقسیم می شوند و برخی طبقه ممتاز تری محسوب می شوند و برخی پست تر. نکته جالب اینکه هندو با این تقسیم بندی خو گرفته اند و به آن ایمان دارند. چهار طبقه اصلی در این آیین وجود دارد و هر کدام چندین زیر مجموعه و در کل تا دو هزار گروه مختلف هم به ترتیب از پست به والا تقسیم شده اند. نکته لازم به ذکر این است که شرط ایمان در آیین هندو احترام به کاست و این طبقه های است و نه پرستش. به عنوان مثال هر شخص هندو ممکن است به هر خدا یا بتی که دلش خواست احترام بگذارد اما باید کاست را رعایت کند.

چنین آیینی ممکن است برای همه مردم همه پذیر نباشد و طغیان ها و مخالفتهایی با این آیین اتفاق افتاد. مهاویرا بنیانگذار آیین جین از کسانی بود که کاست را نفی کرد و راه سعادت را تهذیب نفس و تزکیه از طریق سختی و رنج جسمی می داند. در این آیین که ریاضت از توصیه های موکد آن است دوری از دنیا و حتی خودکشی فضیلت بزرگی محسوب می شوند. اما چرخه روح در کالبد های مختلف همچنان در این آیین وجود دارد و از این نظر جهان یک محنتگاه است. البته لازم به ذکر است که همه جینی ها در زندگی چنین ریاضتی را متحمل نمی شوند. هر چند که بسیاری از جوکی ها و مرتاضهای هندی از پیروان جین هستند اما بسیاری از مهاراجه های بسیار ثروتمند هند هم جینی هستند.

شخص دیگری که کاست را نفی کرد و آیین جدیدی در مخالفت با هندو بنیان نهاد بودا بود که راه سعادت را نه ریاضت بلکه تربیت نفس می داند. اما چرخه روح همچنان قسمتی از این اعتقادات این آیین است و جهان به عنوان محنتگاه نگریسته می شود.

در آیین سیک هم که تلفیقی از اسلام و هندو است برخی از تعالیم اسلام وجود دارد اما مفاهیمی مثل معاد و عالم پس از مرگ کم رنگند و جهان یک محنتگاه نگریسته می شود.

 

ادیان ابراهیمی هر سه جهان را به عنوان یک فرصت می نگرند. اما این نگاه در هر سه یکسان نیست.

در دین یهود طبق عهدی که خداوند با قوم بنی اسرائیل انجام داد به شرط عمل به دستور خداوند مقرر شد که خداوند سرزمین موعود را به قوم یهود اهدا کند. اما بسیاری از یهودیان (به ویژه غیر صهیونیست ها) معتقدند به خاطر گناهان و خطاهایی که قوم بنی اسرائیل در طول تاریخ انجام داده اند چنین وعده ای محقق نخواهد شد. اما یهودی های صهیونیست و صهیونیست های غیر یهودی معتقدند این امر باید به دست خود این قوم و با هر قیمتی که شده محقق شود. از این نظر دین یهود جهان را به عنوان فرصتی برای تحقق وعده الهی نگاه می کند.

اما در دین مسیحیت نگاه اصلی به دنیا فرصتی است برای نجات و رستگاری.

مسیحیان معتقدند که انسان با لفطه گناهکار است. چون که معتقدند که بشر در نتیجه گناه نخستین (خوردن میوه ممنوعه توسط آدم و حوا و رانده شدن به زمین از باغ عدن) به دنیا آمده است. و طبق عقاید مسیحیان شخص عیسی با رنج هایی که در زندگی و هنگام به صلیب کشیده شدن دچار شد موجب پاک شدن خودش شد. و هر کس که خودش را با مسیح پیوند بزند نجات یافته و رستگار خواهد شد. طبق عقاید اینان راه نجات در ابتدای تولد غسل تعمید است و در طول زندگی به وسیله مراسم عشای ربانی و خوردن نان و شراب باید گوشت و خون بدن خود را با گوشت و خون مسیح پیوند بزند و بدین وسیله نجات خواهد یافت.

اما از نظر اسلام جهان فرصتی است برای هدایت و تقرب به خداوند. این نگاه در بسیاری از آیات قرآن و احادیث آمده است.

نگاه دیگری که به دنیا وجود دارد دنیا به عنوان محل جنگ بین نیرو های خیر و شر است. از نظر دین زرتشت در دنیا اهورامزدا مظهر نیکی است و یاران و سپاهی دارد و اهریمن مظهر بدی است و یارانی دارد. این دو دائما در حال جنگ و ستیز هستند و بسیاری از اتفاقات دنیا نتیجه این جدال است. و انسان باید تلاش کند که به وسیله گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک خود را جزو سپاهیان نیک قرار دهد. لازم به ذکر است که مفهوم شیطان در ادیان ابراهیمی موجودی است که فقط انسان ها را به اعمال شر وسوسه می کند و قدرت رویارویی با خدا را ندارد. اما در عقاید زرتشت اهریمن موجودی است که خالق بدی هاست و در جنگ نهایی شکست می خورد.

نمی دانم که چقدر از این نوشته طولانی را خواندید. اما فکر می کنم دانستن این اطلاعات لازم است. در این دنیایی که روز چند صد دین من در آوردی اختراع می شود و با رسانه ها و فیلم و سریال ها مرتب موضوعات فکری و فلسفی به چالش کشیده می شود دانستن آنها لازم است.

مطالبی که من در نظر داشتم در این نوشته بنویسم تقریبا سه برابر مقدار فعلی بود. اما هم چشمم خسته شده و هم دستم از تایپ کردن خسته شده و هم اینکه کار دارم و باید جایی بروم.

اگر لازم بود در پاسخ یادداشت ها یا پی نوشت ها و یا نوشته ای دیگر باقی را خواهم نوشت.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٠ آذر ،۱۳٩٠ - سیاوش