باد صبا
شکر شکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود

پیشرفت، تکنولوژی، ارتباطات، رسانه، اطلاعات، ...   نتیجه؟     آگاهی عمومی؟ ناآگاهی عمومی؟ سوار شدن بر موج احساسات؟

از نتایج این پیشرفتها همین اتفاقات دور و بر خودمان است. جنایت در کشور های دور و برمان در جریان است و من دارم به کارم و زندگیم فکر می کنم. یک نوشته برای وبلاگم می نویسم. چرا راه دور روم. همین کشور خودمان. اما ...

در همین کشور مصر چند هزار سال ظلم فرعونیان تحمل می شد اما چند سال ظلم یک حکومت مستبد تحمل نمی شود. رسانه تاثیری بس شگرف دارد.

جدا از بحث اثر آن و خوب بد بودن و نتایج آن می خواستم از همه بزرگوارانی که به اینجا سر می زنند خواهش می کنم نگاهتان به رسانه ها کمی سختگیرانه تر باشد.

اگر به جای یک رسانه غول آسا که با فشردن چند دکمه حرفهایش را به سوی مخاطبانش روانه می کند چند ناو هواپیمابر که روی هر کدام چندین هواپیمای جنگی با انواع بمب و موشک آماده حمله هستند ببینیم باز هم با همه حرفهای حریف را با نیش باز می شنویم؟ کدام یک تاثیر و نفوذ و قدرت بیشتری دارند؟

فکر می کنم باید پذیرفت که هیچ دلیلی ندارد که یک رسانه کشته و مرده مخاطبانش و منافع مخاطبانش باشد مگر اینکه از جنس همان مخاطبانش باشد.

مثال برای این گفته بسیار است. اما متوجه شدن حواس مردم دنیا به یک عروسی بی اهمیت برای زندگی مردم دنیا و یا کشته شدن یک مامور سابق سیا، آن هم با یک اجماع همه گیر بین رسانه ها، حتی رسانه هایی که به ظاهر مخالف هم هستند همگی نشان از این دارد که نباید به رسانه ها به راحتی اعتماد کرد.

متاسفانه به لطف برنامه های جذاب این طرف و بی توجهی به راههای دیگر گذراندن اوقات فراغت (غیر از نشستن جلوی یک جعبه) از طرف مردم باعث شده که برنامه ای در کشور ما مخاطب داشته باشد که نه از جنس مردم است و نه نیت خالص و مثبتی دارد.

اکراه دارم اسم برنامه را در وبلاگم بنویسم اما احتمالا می شود حدس زد منظورم کدام برنامه است. همان برنامه ای که شرکت کنندگانش در مسابقه آشپزی رفتار و دغدغه هایشان شباهتی به رفتار و دغدغه های اکثریت مردم این خاک ندارد.

از این وبلاگ که چند خواننده دارد به برنامه ای که ادعا می کند مخاطبان زیادی دارد می خواهم بگویم که برای این فرهنگ و اخلاق و باور های این مرز بوم زحمتهای زیادی کشیده شده است.

امثال فردوسی و سعدی و حافظ و نظامی و مولوی و دیگران کم برای زبان فارسی زحمت نکشیدند که حالا شما از راه نرسیده چنین زبانی به خورد مخاطبانتان می دهید که در هر جمله اش چهار کلمه نامانوس انگلیسی به جای کلمات زیبای فارسی استفاده می شود.

هنوز درب قدیمی خانه ها که در خیلی از شهر ها و روستاهای کشور ما استفاده می شود کلون درب برای خانم ها و آقایان جدا گانه بود و هست و هر کدام صدای خاص خودش را داشت و حالا شما از راه نرسیده یک عده خاص را به عنوان ایرانیان به مخاطبانتان نشان می دهید که رسوم غربی را در آداب میهمانی تقلید می کنند.

هنوز متن کتاب غربزدگی جلال آل احمد در کتابهای درسی هست که شما حتی هیچ تغییر ظاهری هم برای منطبق شدن با فرهنگ این مردم در برنامه تان نداده اید.

البته روی سخنم با آن رسانه نیست. بسیار بیهوده است که از کسی که خیر خواه من نیست بخواهم که برای من دلسوزی کند. ولی روی سخنم با خودم و بزرگوارانی هست که گذری به اینجا دارند.

این را هم بنویسم که اصلا قصد دفاع از همه رفتار های اشتباه داخلی و یا زیر سوال بردن همه رفتار های خوب آن طرف را ندارم. اما هدفم حساس شدن به نیات رسانه ها بود.

یکی از پیامد های همه گیر شدن رسانه ها همین است که کالایی گرانبها به نام اعتماد به راحتی در اختیار دیگران قرار می گیرد.

در آخر یک جمله مثبت هم می نویسم. زبان فارسی و فرهنگ این مرز و بوم در طول تاریخ ناملایمت و سختی های زیادی دیده و با وجود زخمی شدن و آسیب دیدن اما زنده مانده و از گذر گاه های سختی عبور کرده است. از این دوران هم به سلامت عبور خواهد کرد.

همین بس که کمتر زبانی است که کودکان دبستانی امروز بتوانند شعر هزار سال پیش سخنوران آن زمان را بخوانند و بیاموزند و پند بگیرند.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - سیاوش