باد صبا
دو سفارش زرین از یک انسان بسیار بزرگوار چند دقیقه پیش از مرگ

مرنج

مرنجان

 

پی نوشت: (دو تا سوال)

 

اگه وبلاگ یکی رو بخونی و یادداشت نذاری بد تره یا اینکه زنگ خونه یکی رو بزنی و فرار کنی؟ (البته دومی اصلا کار بدی نیست. مخصوصا اگه قیر هم بچسبونی روی زنگ)

 

کرایه الاغ توی مسیر امامزاده داوود ساعتی بیست هزار تومنه و حقوق استاد دانشگاه حق التدریسی ساعتی سه هزار و پونصد تومن. الاغ خوشبخت تره یا استاد دانشگاه یا صاحب الاغ؟

پی نوشت دو:

توی سوال دوم منظور من از خوشبختی اصلا پول و درآمد نبود. منظور من ارزش قائل شدن جامعه برای کار ها و تاثیر آن در ساختن آینده است. من خودم که اگه الاغ داشتم هرگز اونو توی یه مسیر پیاده روی برای کسانی که حال راه رفتن ندارند توی زحمت نمی انداختم. دلیل اینکه هر هفته پنجشنبه ها صبح زود با بنزین لیتری هفتصد تومن هفتاد کیلومتر برم به دانشگاه و شب در حالی که از خستگی در حال خواب رفتن پشت فرمان هستم برگردم مطمئنا ساعتی سه هزار و پونصد تومن نیست. (چقدر هفت داشت این جمله) فکر کنم دلیلش علاقه به تدریسه که فرق نمی کنه توی هارورارد باشه (البته هنوز تجربه نکردم) یا یه جای دور افتاده با دانشجویانی که کلی مشکلات دارند و بیشتر وقت کلاس به شنیدن درد دل ها و مشکلاتشان می گذرد تا درس. البته این معنی اش این نیست که هرکسی که عنوان استاد دانشگاه و دکتر و مهندس و رئیس و مدیر داشت خوشبخته. از نزدیک چنین ((عنوان دار)) هایی دیده ام که اغراق نیست اگر بگویم یک بشکه عقده اند و خیلی از خود الاغ مسیر امامزاده داوود هم بیچاره ترند.

 

پی نوشت سه:

خواهش می کنم یه ربطی بین دو توصیه اول و پی نوشت ها بیابید و با وجود عوامل بی شمار غصه نرنجید. آنهایی که می رنجانند که گوششان بدهکار نیست. شما نرنجید.

 

پی نوشت چهار: من در این مدت وبلاگ نویسی سعی کرده ام اگر یادداشت ها نیاز به پاسخ دارند پاسخشان را یا در وبلاگشان و یا با ایمیل بنویسم. اگر اشکال ندارد از این به بعد همینجا پاسخ را خواهم نوشت. هر چند ممکن در این زحمت بیفتند که برای هر نوشته یک بار دیگر هم برای خواندن پاسخ نوشته به اینجا سر بزنند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٤ دی ،۱۳۸٩ - سیاوش