باد صبا
کمی از وبلاگ و اینترنت

اتفاقات مختلفی دور و بر ما در جریان است. در روزهای سال به سالگرد اتفاقات مهمی هم می رسیم. هر چند وبلاگ یک رسانه خبری یا رسمی نیست. اما می توانم آرزو کنم اتفاقات تلخی مثل کودتای 28 مرداد در هیچ جا اتفاق نیفتد. که این نیازمند هوشیاری و آگاهی مردم است.

برای این نوشته بهتر دیدم به سراغ موضوعی روم که می توان گفت همه کسانی که به این جا سر می زنند قسمتی از وقتشان را صرف آن می کنند. ((وبلاگ))

در این دنیایی که خیلی ها در خیلی از کشور ها و فرهنگ ها ناراضی اند و غر می زنند که با وجود افزایش وسایل ارتباطی ((ارتباطات)) کمتر شده است و با حسرت دوران قدیم را که مردم بدون تکلف به هم سر می زدند به خاطر می آورند شاید بتوان وبلاگ را خانه ای در دنیای مجازی دانست که همچنان بی تکلف دوستان و آشنایان به آن سر می زنند و از احوال هم با خبر می شوند. البته دنیای وبلاگ ادبیات و فرهنگ خاص خودش را دارد. مثلا اگر در دنیای واقعی به کسی سر بزنیم و در منزلش نباشد معمولا بعدا حضوری و یا تلفنی از آن غیبت می پرسیم. اما در وبلاگ وقتی وبلاگ نویسی مدت طولانی (بیش از انتظار ما) چیزی نمی نویسد با عباراتی شبیه ((وبلاگت تار عنکبوت بسته ها!))، ((کوشی؟))، ((زنده ای؟))، ((چرا آپ نمی کنی؟)) و عباراتی از این دست به استقبالش می رویم.

نخست فکر می کنم باید تشکر کرد در این دنیایی که میلیارد ها صفحه اینترنتی و سایت و وبلاگ وجود دارد کسی به یک وبلاگ خاص سر می زند.

دوم اینکه در مورد ننوشتن موضوع جدید همانطور که در یکی از تحقیقات آبان 88 وبلاگ خودم گفتم نوشتن سخت تر و کمتر شده است. متاسفانه از آن موقع تا حالا چند وبلاگ دیگر را هم می شناسم که دیگر نمی نویسند. ولی یکی از فرقهایی که وبلاگ با رسانه هایی مثل روزنامه و مجله دارد این است که در روزنامه و مجله معمولا مهمترین اخبار و نوشته ها را یا در صفحه اول می نویسند و یا اینکه در صفحه اول یا جلد به آن اشاره می کنند. اما اولین صفحه ای که از هر وبلاگ دیده می شود نه جلد وبلاگ است و نه جالبترین نوشته های وبلاگ. بلکه آخرین نوشته وبلاگ است که ممکن است به خاطر حس و حال نویسنده یا مشغله ها اصلا هم جزو نوشته های برتر آن وبلاگ نباشد.

پیشنهادی که به ذهنم می رسد این است که وقتی در وبلاگی یادداشت می نویسیم و برای اینکه صاحب آن وبلاگ بتواند رد ما را بگیرد و به ما سر بزند آدرس آرشیو وبلاگ را بنویسیم نه آدرس صفحه اصلی وبلاگ را. در این صورت کسی که از طریق یادداشت به وبلاگمان سر می زند می تواند عنوان دیگر نوشته هایمان را هم ببیند.

ضمنا یک عبارت جالبی که هنگام سر زدن خوانندگان جدید در یادداشتهای وبلاگی دیده می شود این است ((از این جا سر در آوردم))، ((گذرم به اینجا افتاد))، ((به من هم سر بزن)) که نشان از نوعی احساس قدم زدن در خیابانهای فضای مجازی و سرک کشیدن به خانه ها دارد. بر طبق این رفتار تحقیقات زیادی انجام شده و برای شهر های وبلاگی که وصفش در چند تا نوشته قبلی گفته شد مشخصه هایی مثل ((ضریب گذردهی شهر وبلاگی))، ((ضریب علاقه مندی شهر وبلاگی)) و ((ضریب همبستگی شهر وبلاگی)) تعریف شده است. مرجع این مطلب هم مقاله ای است که در یکی از کنفرانسهای معتبر مربوط به اینترنت و وبلاگ ارائه شده است.

به عنوان مثال اگر ضریب گذر دهی شهر وبلاگی زیاد باشد بدین معنی است که کسی که وارد این شهر می شود بعد از چند تا کلیک بر روی لینک ها از شهر خارج می شود. ولی در شهری که همبستگی زیادی دارد و به تبع آن ضریب گذر دهی آن پایین است لینکهای هر وبلاگ به دیگر اعضای همان شهر وصل شده اند و در نتیجه با کلیک بر روی لینکها به راحتی نمی توان از شهر خارج شد.

این گفتگو هم برای به فکر فرو رفتن در مورد شکل گیری اینترنت در جهان مفید است. اما یکی از موضوعاتی که بر علیه اینترنت گفته می شود این است که اگر کلمه سکس را درسایت گوگل جستجو شود بیش از یک میلیارد صفحه اینترنتی یافت می شود. اما با جستجوی کلمه خدا ششصد میلیون صفحه یافت می شود. فکر می کنم دلیل این اختلاف این است که در محیط های اینترنتی رفتار های خلاف عرف و اخلاق به راحتی قابل پیگرد نیستند و برای کسانی که علاقه به چنین رفتار هایی دارند اینترنت محیط امن تری است.

اما نکته مثبتی را هم در مورد اینترنت باید مد نظر داشت. و آن اینکه همانطور که به همین دلیل که رفتار های خلاف اخلاق قابل پی گرد نیستند کاربران سالم اینترنتی هم قابل اعتماد ترند. چون احترام به اخلاقیات و عرفشان از سر ترس از پلیس و عواقب طرد شدن از طرف جامعه نیست. بلکه به دلیل اعتقاد و باور های شخصیشان به رعایت حدود اخلاق است. نمی دانم خوانندگان چقدر موافقند یا خیر که بعضی دوستان وبلاگی از همکار و همسایه و همکلاسی و بعضی آدمهایی که هر روز می بینیمشان دوست ترند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٩ - سیاوش