باد صبا
گوگل ریدر خدا بگم چیکارت کنه

بابا ما یه وبلاگ فسقلی داشتیم (و البته داریم و به امید خدا خواهیم داشت) که یه چیزایی توش می نویسیم (منظورم همون می نویسم ولی اینجا اقتضا می کنه فعل جمع استفاده کنم) بعد یه عده ای از دوستان هم می خوندن و یه نظری می نوشتن. (البته سخته که نسبت به وبلاگهایی که روزی بیست هزار خواننده دارند اسم اینجا رو هم وبلاگ گذاشت)

یه نوشته قبلا نوشته بودم در مورد اینکه عده ای از وبلاگها یا در حال احتضارند و کاملا دار فانی رو وداع گفتند (کاملا از عرصه فضای مجازی پاک شده اند). خیلی هم متاسف بودم از این مسئله.

دیدم تازگی ها هر چی نگاه می کنم به این قسمت آمار وبلاگ می بینم کلی از همون شماره آی پی هایی که قبلا وصل می شدن به وبلاگم الان هم وصل میشن ولی از طریق گوگل ریدر و خب طبیعتا نه میتونن یادداشت ینویسن و نه می تونن یادداشت ها رو بخونن.

از اون گذشته زمزمه هایی توی وبلاگها شنیدم (خوندم) که باز هم یه عده ای می خوان وبلاگشون رو بکشند و دیگه ننویسن. واقعا دلتون میاد؟ قتل خیلی عواقب داره ها!

دلیلشون چیه؟ بعضیاشون می گن اگه وبلاگ برای ارتباط آدمهاست که فیس بوک بهتر این کار رو انجام میده.

خواهش می کنم وبلاگ رو دست کم نگیرید. وبلاگ سطحی بالا تر از چت و فیس بوک و این جور جاها دارد.

یعنی چی که یا یه سری عکس و فیلم به اشتراک بذاره توی فیس بوک (همون کاری که با ایمیل هم میشه انجام داد) یا اینکه مثلا از خودش بنویسه.

مثلا ساعت 2 شب یکی می نویسه من خوابم میاد. بعد 10 تا یادداشت برای نوشته اش می نویسن که:

- ولی من خوابم نمیاد

- من هم خوابم میومد ولی یه قهوه تلخ خوردم و خواب از سرم پرید

- من می خوام یه قدمی بزنم

- من که الان دوست ندارم قدم بزنم

... و از این جور حرفها

و یا کپی پیست یه سری اخبار سیاسی. آخه از زمین و آسمون مورد بمباران این جور اخبار هستیم. فیس بوک هم که خدای این جور کار هاست. بعد باید گفت چون فیس بوک هست وبلاگ رو بی خیال؟

تو رو خدا وبلاگ رو بیشتر تحویل بگیرید. اگه حرف من رو قبول ندارید لا اقل نگاهی به این دو تا مقاله بندازید. یکی این مقاله و یکی هم این مقاله در مورد یادداشت نوشتن در وبلاگها

خلاصه کلام اینکه این رسانه جمع و جور و خصوصی در دنیای مجازی بیش از دیگر رسانه های الکترونیکی شبیه حضور خود انسان در دنیای واقعی است. به عنوان دلیلی بر این مدعا می توانید به این مقاله مراجعه فرمایید که ثابت شده بیشتر قوانین حاکم بر اکوسیستم های زیستی جانوران بر فضای مجازی وبلاگ ها هم حاکم هستند.

از آن گذشته وبلاگ نماینده ای از نویسنده است در فضای مجازی. همانطور که انسان موجودی اجتماعی است و به جای اینکه در غار تنها زندگی کند ترجیح می دهد در شهر ها و روستا در بین دیگر همنوعانش زندگی کند وبلاگ هم به تنهایی در فضای مجازی تنها و غریب است و معمولا وبلاگ نویسان خواسته یا نا خواسته دوستانی پیدا می کنند و شهر های وبلاگی تشکیل می شوند (خوانندگان همیشگی) و جمعی وبلاگ همدیگر را می خوانند و در مجازستان زندگی می کنند. گاهی هم مسافری از این شهر یا روستا عبور می کند و سری به خانه یکی از اهالی این ولایت می زند (خوانندگان گذری)

با این اوصاف باز هم دلتان می آید اگر وبلاگ نویس هستید وبلاگتان را تنها و غریب رها کنید و اگر فقط وبلاگ می خوانید یادداشت ننویسید؟ مطمئنم که نوه ها و نتیجه های شما در آینده از خواندن نوشته های شما در وبلاگتان بیش از نگاه کردن به عکس شما در آلبوم لذت خواهند برد.

 

پی نوشت: در حال تایپ کردن همین نوشته و گذاشتن توی وبلاگ بودم که این خبر واقعا منو شوکه کرد.

تازه خوشحال بودیم که ایشون بعد از چند ماه بازداشت موقت (خیلی موقتی) از زندان آزاد شدند و بالاخره یه عده ای عادل فهمیدن ایشون بی گناهه که نمی دونم به چه دلیلی این حرف زده شده که سایت پرشین بلاگ که میشه پدر وبلاگ نویسی فارسی اسمشو گذاشت ممکنه واگذار بشه.

من که مطمئنم (و امیدوارم) این اتفاق نمیفته

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٩ - سیاوش