باد صبا
باید افروخت چراغی

هر که با پاکدلان، صبح و مسائی دارد    دلش از پرتو اسرار، صفائی دارد

زهد با نیت پاک است، نه با جامهٔ پاک    ای بس آلوده، که پاکیزه ردائی دارد

شمع خندید به هر بزم، از آن معنی سوخت    خنده، بیچاره ندانست که جائی دارد

سوی بتخانه مرو، پند برهمن مشنو    بت پرستی مکن، این ملک خدائی دارد

هیزم سوخته، شمع ره و منزل نشود    باید افروخت چراغی، که ضیائی دارد

گرگ، نزدیک چراگاه و شبان رفته به خواب    بره، دور از رمه و عزم چرائی دارد

مور، هرگز بدر قصر سلیمان نرود    تا که در لانهٔ خود، برگ و نوائی دارد

گهر وقت، بدین خیرگی از دست مده    آخر این در گرانمایه بهائی دارد

فرخ آن شاخک نورسته که در باغ وجود    وقت رستن، هوس نشو و نمائی دارد

صرف باطل نکند عمر گرامی، پروین    آنکه چون پیر خرد، راهنمائی دارد

                                                       پروین اعتصامی

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥ - سیاوش

اردیبهشت ماهی است که ...

اردیبهشت ماهی است که در نامش بهشت دارد. حس و حال طبیعت هم (اگر انسان خرابش نکرده باشد) بهشتی است. و کلی گفتنی در مورد این ماه زیبا

اردیبهشت سال هشتاد و نه بود که وسط کار و درس پایان نامه آن رشته عچیب و غریب بیربط به کارم و باربط به وبلاگ نویسی پدر دچار ناراحتی قلبی شد. با عجله به همراه همسرم راهی دیار شدیم و چند روزی بین بیمارستان و خانه و کار های اینچنیی درگیر بودیم. تا اینکه قبل از برگشت به تهران پیشنهادی به پدر کردیم:       وبلاگ

و خدا رو شکر که پذریرفتند و این شد که وبلاگ ایشان چند سالی در دنیای مجازی بود و مانند یاد آدمها که اگر خودشان نباشند یادشان هست، این وبلاگ هم همچنان هست حتی اگر کم خواننده باشد اما می توان به آن سر زد. خواندن یادداشتهای پای هر نوشته هم خالی از لطف نیست و قبل از تایپ کردن همین نوشته ام چند تایشان را خواندم که خاطرات جالبی زنده شد. از نوشته های ابتدایی این وبلاگ من لینک یک خاطره که در دو بخش نوشته شد را اینجا می گذارم. بخش اول  ،   بخش دوم

و اردیبهشت ماه پارسال در چنین روزی بود که راه رفتنی توسط ایشان طی شد و ما ماندیم و آرزویی برای دیدار در عقبی

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳٩٥ - سیاوش