باد صبا
یک عمر

یک عمر خوانده بودیم
دارا انار دارد
در دست کوچک خود
سارا انار دارد
 
ما مشق می نوشتیم
با شور و شادمانی
غافل از اینکه دارا
حتی نداشت نانی
در دست کوچک او
حتی نبود نانی
 
سارا گلوله ای خورد
وقتی شعار می داد
هنگام مرگ خونش
بوی بهار می داد
 
در دستهایش امروز
دارا تفنگ دارد
با دشمنان سارا
او قصد جنگ دارد
 
دارا که مشق ما بود
در جبهه هاست امروز
درس شجاعت او
سر مشق ماست امروز
 
افشین علا 1360
پی نوشت: خیلی گشتم که آهنگش رو پیدا کنم و بذارم توی وبلاگ ولی نتونستم. از خوانندگان بزرگوار اگه آدرسی از آهنگ دارید ممنون میشم توی یادداشتها راهنمایی فرمایید.
 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳٩٤ - سیاوش

در کنار اشک و ...

سخت است غصه خوردن. ناممکن است غصه نخوردن. بسنده کردن به لایک و هشتک و عکس پروفایل برای فجایع انسانی حرص در می آورد. از طرفی همین فعالیتهای اینترنتی کمی آگاهی ایجاد می کند و حرکتهایی را راه اندازی می کند برای کمک های مالی و مطالبات جدی از مقامات. نوشتن سخت است. سکوت به حس درونی نزدیک تر است. ننوشتن سخت است.

و هزاران حرف گفته و نگفته در مورد جنگ و آوارگی و ...

در باره این موارد می توان ساعتها حرف زد یا حرف شنید یا نوشت یا خواند اما ...

و همچنین اقدامات جدی و موثر برای کمک و ...

 

نوشتن بیشتر سخت است. هر چند ننوشتن هم

از این روز ها بگویم که عزیزان از سفری طولانی برگشتند و کمی شادی و تجدید دیدار و ...

 

مهمان گرانقدری داشتیم چند روز . دوستان جدیدی پیدا کردیم. و موضوعاتی بزرگ و کوچک از زندگی های فردی و جمعی و ...

 

نوشتن سخت است. هر چند ننوشتن هم

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳٩٤ - سیاوش