باد صبا
آسمانی باشید و معزز

سلام به خوانندگان بزرگوار اینجا

خیلی حرف هست اما خیلی امکان نوشتن نیست. از مواردی که می توان و باید بنویسم این است که عمیقا به خاطر کم کاری ام از خوانندگان بزرگوار عذرخواهی کنم. این فقفط یک عذرخواهی کلیشه ای بعد از مدتی ننوشتن نیست. این احساس واقعی من و ناراحتی ام از کم کاری ام در وبلاگم که خیلی آن را دوست دارم و برای خوانندگانش خیلی احترام قائلم.

متاسفانه به همان دلایلی که در نوشته قبلی نوشتم یا ننوشتم وبلاگم محیطی برای نوشتن همه آن دلنوشته هایی که می خواهم بنویسم نیست. نه به خاطر خوانندگانش که به خاطر خودم.

ضمنا به خاطر استقبال خیره کننده ای که از پیشنهاد قبلی یعنی عضویت در یکی از گروه های اینترنتی که شد فعلا بهتر  است حرفش را نزنم. (تعداد صفر درخواست عضویت بعد از انتشار مطلب قبلی رسیده)

دیگه اینکه نمی دونم چی شد که یاد آقای صفدری مجری برنامه تا هشت و نیم افتادم که سالهای هفتاد و سه تا هفتاد و پنج پخش می شد و جمله آخرش که می گفت: آسمانی باشید و معزز

باقی بقایتان

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٢ - سیاوش

عنوانش رو بعدا می نویسم

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی و برقرار نگه داشتن خواننده های وبلاگ آدابی دارد که متاسفانه با وجود اینکه این آداب را در طی شش سال وب نویسی می دانم اما در چند وقت اخیر رعایت نکرده ام. شاید هم در چند سال اخیر و شاید هم در چند قرن اخیر.

از همه دوستان بزرگوار و مهربان و صبوری که اینجا سر زده اند و با دیدن نوشته قدیم برگشته اند هم ممنونم و هم عذر خواه. (عذرخواه دیگر چه صیغه ایست؟) هنوز خودم را خوب نشناخته ام و این ناشناسی ام فکر می کنم تا بعد از گذشت چند سده از عمرم وجود خواهد داشت. اما یکی از ویژگی هایی که از خودم می شناسم این است که خیلی ایده آل گرا هستم . و این ویژگی است که مشاوران و روانشناسان اکیدا توصیه می کنند سعی کنید این ویژگی را تغییر دهید و واقع گرا شوید یا باشید. اما چه می شود کرد که همین است که هست.

این ایده آل گرایی در وب نویسی ام اثر قابل توجهی داشته و دارد. مواردی را برای نوشتن به ذهنم می رسد اما به دلایلی که آن نوشته را بهترین نوشته و درخور ترین نوشته آن شرایط و آن روز ها و آن حس و حال ندانستم یا نمی دانم  و در وبلاگم منتشر نکرده ام.

از این روز ها بگویم که سعی داشتم نوشته ای در مورد سه کوهنورد ایرانی در قله ها آرمیده بنویسم یا حد اقل لینکی از آخرین نوشته شان در وبلاگ بگذارم اما متاسفانه اینکار انجام نشد. واقعا دلیل این خود سانسوری و ننوشتن از حس و حال و روزمرگی ها را نمی دانم اما عجیب قوی و تاثیر گذار است و آدم را به قحطی موضوع می کشاند.

از وقایع روزمره زندگی شخصی و خانوادگی و کاری مطالبی می توان نوشت که واقعا نمی دانم به چه دلیلی ننوشتم یا نمی نویسم. از وقایع خاص زندگی شخصی خود و اطرافیان می توان نوشت که باز هم نمی دانم دلیل ننوشتنش مشغله ها و دسترسی نداشتن یا دسترسی کم به اینترنت و وقت بود یا دلیلی یا دلایل دیگر.

البته قصد گله و شکایت از خوانندگان بزرگوار و صبوری که موجب رونق هر چند اینجا هستند ندارم اما ارتباط کم با خوانندگان هم مزیدی است بر عوامل کم نوشتن. اوائل وب نویسی یادم هست که بیشترین شوق نوشتن خواندن یادداشتهای وبلاگ بود که هنوز هم این شوق هست اما یا خواننده ای نیست یا یادداشتی یا هر دو نیستند و یا از طرف من نوشته ای نیست.

ولی در کنار اینهایی که گفتم این را هم بگویم که فکر می کنم آنقدر نظر و خواست دیگران برایم مهم هست که اگر موضوعی را بخواهند تا درباره اش بنویسم به هر طریق که شده وقت و اینترنت و حوصله برای نوشتن از زیر سنگ هم که شده پیدا خواهم کرد و می نویسم. البته نمی دانم زیر سنگ به چه صورت ممکن است اینترنت ریخته باشد یا مثلا وقت در زیر سنگ چه شکلی است. اما می دانم در این چند وقت که برخی خوانندگان بزرگوار از من موضوع خاصی را خواسته بودند که بنویسم یک نوشته طولانی در موردش نوشتم. حال اگر موضوعی را در نوشته های قبلی دیده اید که به آن اشاره کرده ام یا ممکن است جذابیتی داشته باشد و یا به هر دلیلی می تواند نوشته ای برای این وبلاگ باشد لطفا در یادداشتهای وبلاگ بنویسید. قول می دهم هر جوری شده یک چیزی اینجا بنویسم که از صرف وقت برای خواندنش پشیمان نشوید.

یک نکته دیگر هم بگویم. همانطور که می دانید غیر از وبلاگ رسانه های اینترنتی دیگری هم هستند که می توان با دیگران در این فضای مجازی ارتباط داشت. مثل شبکه های اجتماعی که من با ایشان خیلی مشکل دارم و در چند تا از نوشته های قبلی در این مورد نوشتم. از دیگر وسائل ارتباطی اینترنتی می توان به ایمیل اشاره کرد و گروه های ایمیلی.

در سایتهایی مثل گوگل و یاهو امکان تشگیل گروههایی وجود دارد که می توان عضو آنان شد و با ارسال ایمیل به آدرس گروه آن ایمیل به همه اعضای گروه فرستاده می شود. از این گروه ها زیاد می شناسید و عمدتا مطالبشان یا سرگرمی است یا خبر های کوتاه. اما من در کنار کم حرفی ام در وبلاگم در دو سال اخیر در کروه دانشکده مان کم حرف نبودن و شاید خیلی هم پر حرفی کرده ام. یک گروهی داریم که بیشتر اعضایش فارغ التحصیلان یا دانشجویان دانشکده مطالعات جهان هستند و گروهی داریم با حدود دویست نفر عضو. واقعا گروه فعال و جالب و پویایی است. برخی اوقات بحث های بسیار جالب و آموزنده ای در آن شکل می گیرد که به گفته اعضای آن دنبال کرده بحث ها از دنبال کردن اخبار داغ و بسیاری موضوعات دیگر هم جذاب تر است. و همچنین تبادل فایل کتاب و قطعه موسیقی و هر موضوع جالب و سرگرم کننده دیگر. اگر از بین دوستان بزرگوار خواننده این وبلاگ علاقه مند بودید عضو این گروه شوید از طریق ایمیل یا یادداشت وبلاگ لطفا این موضوع را به من اطلاع دهید تا عضوگروه شوید.

دیگر چه می خواستم بنویسم؟ ....   .....    یادم نمی آید. ولی یادم می آید که چند تا موضوع دیگر هم می خواستم بنویسم. خب دیگه حالا که یادم نمیاد          باقی بقایتان

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳٩٢ - سیاوش