باد صبا
خرداد یکی از ماههای بهار است

 

ضمنا این شوخی بامزه با چند تا از شخصیت هخای رو ببینید.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳٩٢ - سیاوش

تنور باید برای چی گرم شود؟

مدتها است که هم در انتخابات این دوره و هم در دوره های گذشته انتخابات در رسانه ها عباراتی را می شنویم یا می خوانیم شبیه به این عبارات: ((هنوز تنور انتخابات سرده)) ((تنور انتخابات کمی ولرم شده)) ((الان بحثها داغ شده)) ((قراره با فلان مناظره جو انتخاباتی داغتر بشه)) و از این دست عباراتی که شاید نیت اصلی از بیانشان ایجاد شور و هیجان ناشی از انتخابات است. اما واقعا این مسئله انتخابات در کجای زندگی ما قرار دارد؟ ما در انتخابات چه نقشی داریم؟ هنرپیشه نقش اولیم؟ هنر پیشه نقش دومیم؟ کارگردانیم؟ فیلم برداریم؟ سیاهی لشگریم؟ به زور می خواهیم خودمان را جزو سیاهی لشگر جا بزنیم؟ وظیفه و مسئولیت اصلی ما در زندگی چیست و در قبال کیست؟

حرفم را طور دیگری بیان می کنم. من عبارت بازی انتخابات را در پارگراف بالا نوشتم. البته به هیچ وجه منظورم این نیست که انتخابات یک بازی است و یا موضوع بی اهمیتی است. بنده معتقدم که انتخابات یک رقابت سیاسی است که منجر به تعیین رئیس قوه مجریه خواهد شد. اما منظورم از بازی انتخابات این است که متاسفانه به دلایلی که روشن نیست برخی اشخاص و سازمانها از جمله سازمان صدا و سیما انتخابات را مانند یک مسابقه ورزشی یا یک شوی تلویزیونی پوشش می دهند. البته قسمتی از این رفتار به خاطر الگو برداری غلط از رسانه های غربی است. اما شاید قسمتی از آن هم به این دلیل است که فکر می کنند با این کار مشارکت مردم بالاتر می رود و با این افزایش مشارکت همه مشکلاتمان به یکباره حل می شود.

حال سوال من این است این نگاه به انتخابات مثل یک تورنومنت ورزشی که هر چه به روزهای پایانی نزدیک تر می شود جذاب تر می شود چه سودی برای کشور دارد و چه ضرر هایی؟ آیا اگر رسانه ها هوادارن نامزد ها سعی در القای چنین جوی به جامعه داشته باشند همه مردم جامعه هم باید گرفتار چنین جوی شوند و باید محو تماشای این بازی باشند؟

شاید ذکر خاطره ای تلخ موضوع را روشنتر کند.

یادتان هست که بسیاری از هوادارن نامزد ها در سال هشتاد و هشت مناظره ها را به جای اینکه در خانه شان نگاه کنند از پرده بزرگ نصب شده جلو صدا و سیما در خیابان ولی عصر تماشا می کردند. و همچنین یادتان هست که بعد از مناظره آقای موسوی و آقای احمدی نژاد تا نزدیکی های صبح خیابانهای اصلی تهران شلوغ بود و طرفداران دو طرف برای هم خط و نشان می کشیدند و برخی طرفداران احمدی نژاد به طرفداران موسوی می گفتند ((چیز برگر)) و طرفداران موسوی هم به طرفداران احمدی نژاد می گفتند ((هر چی جواد مواده با احمدی نژاده))

بهتر است از خود بپرسیم که چرا در شب آن مناظره شبی که فردایش تعطیل نبود چند هزار نفر از جوانان کشور در خیابانها پلاس بودند؟ پاسخ روشن است. چون فردایش قرار نبود و نیست مسئولیت سنگینی انجام دهند. قرار نیست فردایش در تولید، کشاورزی، تحقیق علمی، طراحی، ساخت، خدمات درمانی و هر نوع اشتغال مهم دیگری نقش داشته باشند. چون فردایش قرار است تا لنگ ظهر بخوابند. چون نرخ بیکاری در جامعه بیداد می کند. چون یا سرگرمی دیگری ندارند یا فکر می کنند که سرگرمی دیگری ندارند. چون فکر می کنند با این شور و هیجان مشکلات کشور هم حل می شود.

این یعنی چی؟ این یعنی افتادن در دام همین بازی تبدیل کردن انتخابات به چیزی در حد یک مسابقه ورزشی.

ممکن است از حرفهایم برداشت شود که من معتقدم انتخابات موضوع مهمی نیست و به کار زندگی خودتان بپردازید. ابدا اینطور نیست. عمیقا معتقدم که انتخابات مهم است و اکیدا توصیه می کنم که نباید نسبت به آن بی تفاوت بود. اما از این موضوع مهمتر آن است که هوشیار باشیم و اگر رسانه ای یا شخصی و گروهی تلاش داشتند که انتخابات را به یک شو تلویزیونی یا جشن خیابانی تبدیل کنند فریبشان را نخوریم.

برای خیلی از ما تماشای مناظره انتخاباتی از تماشای مسابقه فینال جام جهانی یا تماشای قسمت آخر یک سریال جذاب و پر بیننده یا تماشای یک فیلم سینمایی خوب یا تماشای مراسم افتتاحیه المپیک جذاب تر است. شاید یکی از دلایلش این باشد که با توجه به اطلاعاتی که داریم می توانیم حرفهای رد و بدل شده در یک مناظره را بفهمیم. و این فهم به ما در علاقه مندی به تماشای آن کمک می کند. و بعد هم ممکن است به ما کمک کند که در انتخابمان صحیح تر باشد. شاید اگر ما بی سواد بودیم تماشای مناظره هم برای ما جذابیتی نداشته باشد یا جذابیت کمتری داشته باشد. اما سوال اصلی همچنان باقی است. این محو تماشا شدن دقیقا چه اتفاقی است؟ من کیستم؟ چه مسئولیتی دارم؟ کجای جامعه قرار دارم؟ مطالعه و تعقیب کردن جزئیات اخبار انتخابات بیشتر مشکلات شخصی من و مشکلات کشورم را حل می کند یا مطالعه و تلاش در حوزه تخصصی خودم و مرتبط با کار و مسئولیتی که در در برابر خانواده و جامعه دارم؟

آیا بهتر است که قسمتی از فعالیتهای کشور در زمان انتخابات تعطیل یا نیمه تعطیل شوند و بعد دوباره شروع شوند تا به کمک این تعطیلی یا نیمه تعطیلی بهتر بتوانیم اخبار انتخابات را دنبال کنیم؟ آیا بهتر است به انتخابات هم به عنوان راهی برای کمک به دلال بازی نگاه کنیم که بدانیم چه چیزی را چه موقع بخریم و چه موقع بفروشیم؟ آیا در ژاپن و سوئد و مالزی و هند هم قسمتی از فعالیتهای زندگی در زمان انتخابات تعطیل یا نیمه تعطیل می شود؟ آیا در این کشور ها هم قبل از انتخابات تلاش می شود تا تنوری داغ شود؟ به راستی قرار است در این تنور چه چیزی پخته شود؟

آیا اگر میزان مشارکت به واسطه چندین شو تلویزیونی و کارناوال خیابانی پنج درصد بیشتر شود اما در عوض بازده قسمت قابل توجهی از فعالیتهای عمرانی و خدماتی و اقتصادی کشور پایین بیاید این به نفع کشور است یا به ضرر کشور؟

سوال در این مورد زیاد است که ممکن است بخشی از آن هم بی جواب باشد. اما شاید نگاهی عمیقتر به اتفاقات دور و بر و توجه و حساس بودن به نفوذ و تاثیر روز افزور رسانه ها بر زندگی بتواند به ما کمک کند که کمتر تحت تاثیر رسانه ها قرار گیریم و اگر سعی داشتند ما را وارد جو و بازی ای کنند که به ضرر خودمان و کشورمان است بتوانیم درست تصمیم بگیریم.

به امید فردایی بهتر

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳٩٢ - سیاوش