باد صبا
 

سلام به همه دوستان بزرگوار

حرف و نوشتنی زیاده اما بی مناسبت ندیدم به خاطر اتفاقات هفته پیش تهران و فیلمهای خوبی که پخش شد یادی از بعضی اتفاقات دنیا و فیلمهایی کنم که به این اتفاقات پرداختند.

نیمه دوم قرن بیستم دورانی بود که از نظر زمانی فاصله زیادی با دوران کنونی ندارد اما از نظر جو سیاسی حاکم بر جهان تفاوت آشکاری با الان داشت. اتفاقات چند سال اخیر نشان می دهد راه تغییر حکومت ها انقلاب های مردمی است. اما در دوران بعد از جنگ جهانی دوم عمده تغییر حکومتها به وسیله کودتا هایی انجام می شد که با حمایت آمریکا یا شوروی اتفاق می افتاد و کشور قربانی در نهایت طعمه یکی از دو بلوک شرق یا غرب می شد.

یکی از این اتفاقات در دهه شصت میلادی در کشور یونان اتفاق افتاد. بعد از جنگهای داخلی سالهای 44 تا 49 که بین حزب کومونیست یونان و نیروهای دولت که از طرف آمریکا و انگلیس حمایت می شدند اتفاقا افتاد. چند سال بعد برای جلوگیری از به قدرت رسیده دوباره چپ ها کودتایی با حمایت آمریکا توسط نظامیان در سال 1967 اتفاق افتاد و به طور کامل کشور تحت اداره نظامیان در آمد. در این سال بسیاری از مخالفان حکومت نظامی و هنرمندان و نویسندگان و همه کسانی که از این وضع ناراضی بودند یا اعدام شدند یا به زندان افتادند و یا از کشور فرار کردند.

برای بهتر دانستن این اتفاقات می توان به کتاب ((یک مرد)) نوشته اوریانا فالاچی مراجعه کرد. این کتاب شرح قسمتی از دوران مبارزات پاناگولیس است. مردی که بارها سختی شکنجه شد ولی دست از مبارزه بر نداشت و اشعار آزادی خواهانه اش به زبانهای زیادی ترجمه شد. در طی دوران مبارزاتش با خانم اوریانا فالاچی خبرنگاری که به خاطر مصاحبه های جنجالی اش با بسیاری از شخصیتهای مطرح دنیا مشهور است آشنا شد. این دو  ازدواج کردند ولی پاناگولیس سه سال بعد از ازدواجش به دست نیرو های دولتی ترور شد.

از جمله هنرمندان ناراضی دیگر کاستا گاوراس فیلم ساز یونانی بود بعد ها جزو فیلم سازان سینمای فرانسه محسوب شد. لازم به ذکره که فرانسه گرچه کشوری غربی محسوب میشه و در دوران جنگ سرد و نظام دو قطبی طرف آمریکا قرار می گرفت اما در آن دوران به دلیل مخالفت آمریکا با دستیابی فرانسه به سلاح اتمی شارل دوگل به حالت قهر به مدت هشت سال از پیمان اتلانتیک شمالی خارج شد و تقریبا به همین دلیل ظاهرا کشوری بی طرف جلوه می نمود و به دلیل حمایت و بودجه ای که برای هنرمندان و فعالین سیاسی بیشتر مناطق دنیا در اختیارشان قرار می داد برای بیشتر معترضین و فعالین سیاسی که در تبعید یا ترک وطنشان بودند مقصدشان فرانسه بود.

اولین فیلمی که گاوراس در این دوران ساخت فیلمی بود که تلاش داشت در آن حکومت نظامیان یونان را رسوا کند. نام این فیلم Z بود و اگر چه در این فیلم نامی از کشوری برده نمی شود اما تلاشش برای زنده نگه داشتن امید در بین یونان و هر کشور مشابهی مردم و مبارزان با شعار ((او زنده است)) تاثیر گذار بود.

این فیلم در کشور ایران دوبله و چند بار در دهه شصت از شبکه اول پخش شد. شاید برای بعضی مخاطبان موسیقی متن فیلم ساخته آهنگساز بزرگ یونانی میکیس تئودوراکیس که او هم در دوران حکومت نظامیان در تبعید بود از خود فیلم ماندگار تر باشد.

میتونید قسمتی از این موسیقی زیبا رو از اینجا گوش کنید.

فیلم دیگری که گاوراس ساخت بعد ها بسیار مورد توجه قرار گرفت. چون که یک اتفاق مهم سیاسی را بسیار دقیق پیش بینی کرده بود. کودتای نظامی که در یونان اتفاق افتاد احتمال می رفت که در دیگر کشور ها هم اتفاق بیفتد از جمله در کشور های آمریکای جنوبی.

در سال 1972 گاوراس و تئودوراکیس و دیگر عوامل فیلم در زمان ریاست جمهوری آلنده به شیلی می روند و فیلم ماندگار ((État de Siège)) را فیلم برداری می کنند. تعدادی از هنر پیشه های فیلم هم اهل شیلی هستند. این فیلم با نام حکومت نظامی در ایران دوبله و چند بار از شبکه اول پخش شد. در این فیلم نشان داده می شود که آمریکا از طریق برزیل قصد دارد در کشور اروگوئه کودتایی به راه اندازد و جمعی از دانشجویان و جوانان هم از این توطئه آگاه می شوند و با دستگیری سفیر آمریکا سعی در جلوگیری از این اتفاق را دارند. نکته جالب و تلخ ماجرا این است که کمتر از یک سال بعد از ساخت فیلم در یازدهم سپتامبر سال 73 یک نظامی سر سپرده آمریکا به نام پینوشه با همکاری سازمان سیا علیه حکومت آلنده کودتا می کند و آلنده کشته می شود و دورانی تلخ و سیاه روی شیلی سایه می افکند. هر چند فیلم شب روی شیلی فیلمی تلخ بود اما به خوبی این دوران را نشان داد.

در سالهای اولیه بعد از کودتا بسیاری از معترضین و هنرمندان و عوامل دولت آلنده اعدام، زندانی و یا تبعید می شوند. از جمله تعدادی از هنرمندان و هنرپیشه هایی که در فیلم حکومت نظامی هم حضور داشتند.

یکی از هنرمندان بزرگی که یادش همیشه برای مردم شیلی زنده خواهد ماند ویکتور خارا است که شاعر، آهنگساز و خواننده بسیاری از آثار ماندگار موسیقی شیلی است. یکی از آهنگهای معروف او Venceremos (ماپیروز خواهیم شد) است که در زمان آلنده کنسرت آن توسط خارا در ورزشگاه بزرگ شهر سانتیاگو اجرا شده بود. چند روز پس از کودتا خارا دستگیر می شود و برای ایجاد ترس در بین مخالفان او را به همان ورزشگاه شهر سانتیاگو می آورند و انگشتان دستش را می شکنند و از او می خواهند اگر می تواند گیتار بزند. خارا با انگشتان شکسته به سختی برای آخرین بار آهنگ Venceremos را می نوازد و مردم هم در ورزشگاه با او همصدا می شوند و بعد صدای ویکتور خارا برای همیشه خاموش می شود. از سال 2003 به بعد نام این ورزشگاه به ورزشگاه ویکتور خارا تغییر کرد. اما هیچ میدان و خیاابان و ورزشگاهی در این کشور به اسم پینوشه نیست.

آنقدر این آهنگ و مرگ خارا جاودانه و تاثیر گذار بود که بعد از آن این آهنگ به نوعی نماد آزادی خواهی در بسیاری از جوامع تبدیل شد. همچنین شعرهای دیگری در زبانهای دیگر سروده شدند که با لحن این آهنگ خوانده شدند. از جمله شعر ((بر پا خیز    از جا کن     بنای کاخ دشمن .... )) سروده سیاوش کسرایی

El pueblo unido jamás será vencido …

 

موسیقی متن فیلم حکومت نظامی هم ساخته تئودوراکیس است و جالب اینکه با وجود آنکه آهنگساز اهل آمریکای لاتین نیست چنان این آهنگ قوی ساخته شده و از ساز های متداول آمریکای جنوبی مثل زامفیر به خوبی بهره گرفته شده که سخت می توان حدس زد آهنگسازی اروپایی آن را ساخته باشد.

قسمتی از این موسیقی زیبا را هم لطفا از اینجا و اینجا گوش کنید.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩۱ - سیاوش