باد صبا
وقتی عنکبوت ها با نرم افزار MATLAB کار می کنند

از بزرگوارانی که قدم رنجه می فرمایند و به این وبلاگ سر می زنند پوزش می خواهم که دیر به دیر می نویسم. امروز صبح توی محل کار چند دقیقه برای کاری رفتم بیرون و وقتی برگشتم یک مهمان ناخوانده را روی میزم دیدم.

 

خیلی از دیدنش خوشحال شدم. مخصوصا که چشمهای سیاه معصومانه ای داشت. بعد اومد روی مانیتور و به من در تحلیل یکی از آزمون ها کمک کرد.

 

یه جایی بود که برنامه ای که نوشته بودم به خنسی خورده بود و حضور این دوست کوچولو مشکل رو حل کرد.

 

آخرشم یه چرخی توی فایل های رایانه من زد و رفت.

پی عکس: (توی مایه های پی نوشت)

اینم یه عکس از چشمان سیاه و دوست داشتنی یه عنکبوت با دل خجسته

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٩ - سیاوش

مهر نوشت

سلام

همشاگردی های قدیم سلام

معلم های خوب من سلام

استادان خوب من سلام

کسانی که با من درس داشته اید سلام

کسانی که با من درس خواهید داشت سلام

و ای دوستان وبلاگی سلام

اینقدر مناسبت و اتفاق این چند روز آخر شهریور و اول مهر هست و افتاد که نمیشه برای همه شون یه نوشته جدا گانه نوشت. ولی من هم به سهم خودم یاد همه بزرگوارانی که از مرز های این سرزمین در آن دوران دفاع کردند گرامی می دارم و سپاسگزارشون هستم.

حرف و روزنوشت زیاده. ولی در بین اونها فکر می کنم این حوادث تروریسیتی خیلی جامعه ما را آزرد. احتمالا تا بشر هست نادانی هم هست و تا نادانی هست فرزندان نادانی هم هستند. یکی اش همین عملیات ناجوانمردانه و کورکورانه.

داشتم می گفتم حرف و داستان و خاطره های الکی زیاده ولی هیچ کدومشون رو نمی نویسم. راستی جالبه ها. در طول چند سال از زندگی هر نفر ممکنه یک یا دو تا اتفاق جالب بیفته که بشه ازش یه نوشته خیلی جذاب در آورد. مثل همین چند تا خاطره ای که من در نوشته های قدیم نوشتم. ولی مثلا در جوابش 2 تا یادداشت می نویسند. اما هستند روز نوشته های معمولی بعضی وبلاگ ها که همین که می نویسند 3 ساعت بعدش شصت تا یادداشت می یاد که وای چقدر جالب بود و میخکوب شدم و پلک به هم نزدم وقتی داشتم می خوندم و ...

وسط مناسبتهای اولین روز مهر غیر از دومین روز هفته دفاع مقدس و روز بازگشایی مدارس و دانشگاهها و پیش دبستانی ها و غیره یه مناسبت دیگه هم هست که معمولا اون وسطا گم میشه و من غیر از بعضی تقویم ها جای دیگه ای ندیدم از این مناسبت حرفی زده بشه و اون هم روز دهقانه.

روز اول مهر رو با دو روز تاخیر به همه کشاورزان هم وطنم و همه کشاورزان دنیا و همه کشاورزان تاریخ تبریک میگم. می گویند یکی از چند اتفاق مهم تاریخ زندگی بشر مثل اختراع چرخ و کشف یا استفاده از آتش کشف یا اختراع کشاورزی بوده. البته بعضی ها هم می گویند یکی اش هم جهانی شدن اینترنت بوده. یه دوستی هم دارم که می گه یکی از اتفاق های مهم تاریخ نشستن همای سعادت روی شونه اون بوده که باعث شده همکار من بشه و از دست من زجر بکشه .

خلاصه عکس زیر مربوط به روز کشاورزه که فکر می کنم شباهت هایی به نقاشی های کتاب فارسی دبستان اون موقع ها داشته باشه.

 

یه چیز دیگه هم بگم و اون هم خاطره ای از دوران دبیرستانه. یکی از بچه های کلاسمون (سال دوم دبیرستان روز اول مهر سال هفتاد و یک) روی تخته نوشته بود ((به مناسبت بازگشایی مدارس مدرسه تعطیل است))

با وجود اینکه خیلی از اون موقع گذشته ولی همیشه اینکارش برام جالبه و هر وقت فرصتی دست داده روز اول مهر روی تخته اینو نوشتم. (البته بسته به زمانش بعضی وقتا کلمه دانشگاه به جای مدرسه) آخرینش هم همین پنجشنبه گذشته بود که وقتی رفتم سر کلاس دیدم حتی احتمال اینکه یه نفر از نزدیک در کلاس رد بشه وجود نداره. من هم برای اینکه از ماژیکی که از دفتر آموزش گرفته بودم استفاده ای کرده باشم و نونم حلال بشه همون جمله رو روی تخته سفید نوشتم و اومدم خونه. هی یاد تخته و گچ به خیر. من اصلا از ماژیک و وایت برد خوشم نمیاد. هر وقت هم چاره ای نبوده یه غر الکی زدم و گفتم که بوی ماژیک منو اذیت می کنه. در حالی که اصلا این طور نیست. فقط دلم برای بوی گچ و سفید شدن سر تا پا در آخر کلاس و فوت کردن به دست و لباس تنگ شده.

یه چیز دیگه: واقعا دستشون درد نکنه. خیلی شروع قشنگی داشتند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٩ - سیاوش