باد صبا
انتخابات

تلاش برای گرفتن روزه سکوت تا بعد از انتخابات خیلی هم سخت نیست. حد اقل تنها جایی که مشغله ها خوب به کمک آدم می آیند همین جور جاهاست. اما این روزه باطل شد چیزهایی را که فکر می کنم خواندنش قبل از روز رای گیری بهتر از نخواندنش است اینجا نوشتم.

معمولا در همه انتخاباتهای دنیا مهمترین موضوع انتخاب گزینه است. اما در چند دوره اخیر انتخاباتهایی مختلفی که در ایران برگزار شده موضوعی ظاهرا مهمتر است و آن هم اینکه آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه. دلیل آن هم این است که نسبت کسانی که رای می دهند به کل تعداد کسانی که شرایط رای دادن را دارند به سختی از شصت درصد فراتر می رود. البته این آمار نسبت به خیلی از کشور های مرفه دنیا که انگیزه ای برای رای دادن ندارند بیشتر است. اما برای مردم کشور ما که hنگیزه برای تغییر وجود دارد این آمار پایین است. حد اقل نسبت به مواقعی که تغییرات اساسی اتفاق افتاده است این آمار پایین است.

چرا این موضوع مهم شده است؟

شاید آن پلاکاردی که پیرزنی در راهپیمایی بیست و دو بهمن سال 87 در دست گرفته بود و عکس آن در خیلی از خبرگزاری ها جزو چند عکس اول بود بهترین جواب به این پرسش باشد. نوشته آن پلاکارد این بود ((ای مسئولین شما به خودتان نگیرید. ما برای دفاع از خون شهدا آمدیم)) به راستی چگونه می توان اعتراض خود را به بعضی رفتارهایی که همواره وجود دارد و قبل از انتخابات پررنگتر می شود نشان داد؟ ظاهرا یکی از این راهها رای ندادن است. اما آیا این راه نتیجه لازم را می دهد؟

وقتی در انتخابات مجلس هفتم کمتر از 49 درصد مردم در انتخابات شرکت کردند برداشت شد که چون عملکرد مجلس ششم خوب نبوده است مردم هم شرکت کمتری داشتند. یا مثلا وقتی در انتخابات سال 76 بیش ار 29 میلیون نفر در رای گیری شرکت کردند کسانی گفتند چون عملکرد دولت ششم خوب بوده مردم هم در انتخابات دولت هفتم شرکت زیادی داشتند.

گروهی از کسانی که رای نمی دهند به راحتی می توانند وقتی اتفاق تلخی در کشور می افتد بگویند تقصیر کسانی بود که رای دادند. ولی آیا وقتی مشکلات مختلف بروز می کند و یا آثار ملی و طبیعی مثل پاسارگاد یا تالاب انزلی به خطر می افتند و تجربه نشان می دهد که ممکن است سرنوشت متفاوت می بود اگر نتیجه انتخابات مرتبط با آن اتفاق متفاوت می بود آیا آن وقت هم به راحتی می توان خود را کنار کشید؟

اما فکر می کنم دلیل دیگری هم برای رفتار های مختلف سیاسی مثل رای دادن یا رای ندادن وجود دارد و آن هم تکیه بر تجربه تاریخی است. معمولا انسان ها برای رفتارهایشان هم به انگیزه نیاز دارند و هم به دانش و آگاهی. مثلا برای اینکه کسی سراغ ظرف آب خنک درون یخچال برود هم لازم است که تشنه باشد و هم لازم است که بداند در یخچال آب هست. اگر تشنگی شدیدی هم داشته باشد اما بداند که در یخچال آبی نیست هرگز سراغ آن نمی رود.

در رای گیری ها هم خیلی ها امید و آرزو های خودشان را در قالب حرفها و برنامه های نامزد ها می بینند. به عنوان مثال این جمله که مگر فلان گروه سیاسی چه گلی به سر ما زد؟ یا اینکه آخرش که چی یا ... همه نشان از این دارد که رای دهندگان آرزو هایی در گذشته داشتند که محقق نشده اند و به همین دلیل همه عملکرد آن گروه را هم نادیده می گیرد.

این رفتار که ظاهرا مبتنی بر تجربه تاریخی است رفتار پسندیده ای نیست و خطراتی را برای جامعه دارد. به عنوان مثال کسی که فقط با آمال و آرزوهایش نامزد های انتخابات را می سنجد به راحتی ممکن است در عرض چند روز نظرش عوض شود. فکر می کنم این جمله که ((مردم ایران احساسی رای می دهند)) یکی از توصیف های صحیح رفتار سیاسی مردم ایران باشد. خطر دیگری که این رفتار برای جامعه دارد سرخوردگی جامعه از بر آورده نشدن توقعات است.

برای رفع این مشکل یکی از راهها این است که مردم مطابق با واقعیت ها و امکانات از مسئولین توقع داشته باشند. و رفتار مطابق با واقعیت ها و امکانات هم راهی ندارد مگر با افزایش آگاهی و دانش. اگر میزان مطالعه سرانه مردم دنیا بررسی شود و در طیفی از کم به زیاد مرتب شوند و همچنین رفتار سیاسی مردم آن کشور ها هم در طیفی از احساسی تا منطقی مرتب شود مشابهت جالبی بین این دو طیف دیده می شود.

در مورد این انتخابات خطاب به کسانی که به دلایلی رای نمی دهند خیلی نوشته های قوی ای در وبلاگهای مختلف و روزنامه ها دیده می شود که بهتر است اینجا سخن طولانی نشود.

ولی در مورد انتخاب بین این چهار نفر

مسلما مسئولیت سنگین قوه مجریه با شرایط کنونی مثل بحران اقتصادی، کاهش قیمت نفت، نرخ بیکاری و تورم قابل توجه و دیگر مشکلات کار آسانی نیست و امکان آن نیست که در پایان دوره چهار ساله کسی قهرمان شود.

همچنین مسلم است مشکلاتی مثل اختلافات درون گروهی، اختلاف نظر با قوه مقننه و قضائیه و خط قرمز ها و اتفاقات یش بینی نشده و عوامل دیگر موجب می شوند که هیچ کدام از چهار نفر نتوانند برنامه های خود را به طور کامل و طبق ادعا پیش ببرند.

من در این نوشته نمی خواهم کسی را به رفتار سیاسی خاصی تشویق و یا نهی کنم. اما حرف کلی من این است که این چند روز پر از خبر و فراز و نشیب باقی مانده تا روز رای گیری می گذرد و تمام می شود. اما مهم این است که جامعه به طور تدریجی رشد کند و سطح آگاهی های مردم بالا رود. که مسلما این مهم با یک نوشته وبلاگ اتفاق نمی افتد. اما در حد خوانندگان این وبلاگ می توان توصیه کرد مطابق با واقعیات و شرایط تصمیمگیری کنند. و در صورت انتخاب هر کدام از این چهار نفر و گذشت مدتی از دولت دهم دوباره احساساتی نشوند که یا رای ندهند و یا سر خورده شوند.

یک مطلبی هم از کسی نقل کنم که هیچ وقت در رای گیری ها شرکت نمی کند.

این شخص در جواب این پرسش که چرا رای نمی دهی می گفت همه اتفاقات دنیا دست عده خاصی است. همه جنگها، صلحها، انقلابها، تغییر حکومتها و بحرانها دست قدرتهای پشت پرده است و از قبل تعیین شده است. الکی ما نباید دلمان را به رفتارهایمان خوش کنیم.

در پاسخ این ادعا حرف زیاد است که باشد برای بعد.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸ - سیاوش

پنج خرداد

ای کاش می شد لابلای هزار مشغله همیشگی که این روزها انتخابات هم به آن اضافه شده نوشته ای در باره چهار سالگی وروجکمان و دو سالگی این وبلاگ نوشت.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸۸ - سیاوش

 

-          سال 1192 خورشیدی - جنگ ایران و روسیه – قرارداد گلستان – جدا شدن قره باغ، گنجه، شیروان، قوبا، دربند، باکو، داغستان و گرجستان از ایران

-          سال 1207 خورشیدی – جنگ ایران و روسیه – قرارداد ترکمانچای – جدا شدن نخجوان، ایروان و اردوباد از خاک ایران

-          دهه 1220 خورشیدی – جدا شدن قسمتی از شرق ایران و پیوستن به افغانستان به واسطه انگلیس

-          دهه 1290 خورشیدی – جنگ جهانی اول – حمله انگلیس به مناطق بوشهر و اشغال قسمتی از جنوب ایران - تخلیه جنوب ایران به دلایل سیاسی مثل کودتای سیاه

-          سال 1320 خورشیدی – جنگ جهانی دوم – اشغال جنوب ایران توسط انگلیس و شمال ایران توسط شوروی – تخلیه خاک ایران با وعده واگذاری نفت شمال

-          سال 1349 خورشیدی - واگزاری بحرین به شیخ نشین آن منطقه به واسطه انگلیس

-          سال 1354 خورشیدی – قرارداد الجزایر - واگزاری غرب اروندرود به عراق

-          سال 1359 خورشیدی - اشغال خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصر شیرین، هویزه، نفت شهر، سومار، موسیان، بستان، هویزه، و حدود چهارده هزار کیلومتر مربع از خاک ایران توسط عراق و باز پس گیری آن

بزرگوارانی از مردم محلی و ارتش و سپاه و بسیج که رشادتها از خودتان نشان دادید. خیلی مخلصیم

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۸ - سیاوش